آرام باشید و فرهنگتان را ارتقاء دهید

خانه/مقالات/آرام باشید و فرهنگتان را ارتقاء دهید

آرام باشید و فرهنگتان را ارتقاء دهید

ایرانی که ما ایرانیان دوست داریم و به آن می بالیم، ایرانی است آرام با مردمی متمدن ، منطقی و بزرگوار و مهمان نواز. ایرانی که حداقل ما سعی می کنیم که اینگونه باشد و به آن فخر فروخته و مباهات کنیم. ایران ما و یا بهتر است بگویم ایران زمین، مهد تولد بزرگان و اندیشمندانی بوده است که تاریخ بشریت را تحت تاثیر قرار داده و دگرگون کرده اند. از مولانا و ابن سینا گرفته تا ابوریحان بیرونی و خواجه عبدالله انصاری و نظامی گنجه ای و دیگر بزرگان که امروز مکان تولد آنها دیگر جزیی از خاک ما نیست و مقبره اشان نیز در جاهای دیگر است اما افتخار ایرانی بودنشان همچنان از آن ما است.
مولانا جلال الدین محمد بلخی که متولد بلخ بود و در قونیه به خاک سپرده شده است، امروز نه تنها به خاطر فارسی زبان بودن باعث بالندگی و فخر همگی ما است، بلکه ترکان نیز به نعمت وجود مقبره مولانا در کشورشان امروز مشمول کرامات و توجه ویژه ای شده اند که کم از افتخار محل تولد وی نیست.
ایرانی که ما از آن صحبت می کنیم، ایرانی درخشان است که شخصیت های بی نظیری را در خود پرورانده که اشتهار جهانی دارند. خیام و فردوسی و حافظ و سعدی، مولانا و ناصر خسرو قبادیانی و صدها چهره تابناک ادب فارسی، برای مردم ما وجهه ای جهانی آفریده اند که جهانیان را همواره دعوت به دانستن و خواندن و فهم ایران کرده اند.
ما ایرانیان باید به داشتن این تاریخ تابناک بر خود ببالیم و در پاسداشت آن، چهره ای فرهنگی تر و متمدن به خود بگیریم تا آنچه که داریم از دستمان نرود و توسط دیگران مصادره نشود.
این مقدمه برای رسیدن به موضوع خاکسپاری ایران شناس برجسته ای است که در طول عمر پرثمر خود خدمات بسیاری در راه تحقیق و تدوین تاریخ ایران انجام داده است و آرزویش آرام گرفتن در خاک ما بوده است. وی شاید ایران را خوب می شناخت، اما شک دارم که مردم را خوب شناخته باشد. نظرم از مردم، گروهی است که زندگی اشان در حد اعتراضات بی معنا و مفهوم، ایجاد دردسر و خشونت توام شده است. آنهایی که از ایران، ادب، فرهنگ و پیشینه تاریخی کشور هیچ نمی دانند و لشگری هستند که با باد به هر سو خَم می شود. شبیه به طالبان و پاکستانی هایی شده اند خُشکه مغز با درکی بسیار محدود و ذهنی پر توهم از جاسوسی و توطئه. شنیده بودم که در دوره شاه هنگامی که چراغ راهنمایی و رانندگی تازه در خیابان ۲۴ اسفند آنروز- میدان انقلاب امروز- نصب شده بود و پلیس راهنمایی و رانندگی سعی داشت که عابران پیاده را عادت دهد که منتظر بمانند تا از خط کشی و هنگامی قرمز شدن چراغ از خیابان بگذرند، برای متخلفین چاره ای جالب یافته بودند. افراد متخلف را سوار اتوبوس کرده و گروهی به جایی بیرون از شهر در کرج برده و پیاده می کردند تا با هر وسیله ای که خود می دانند به تهران بازگردند.
کرج ۴۵ – ۵۰ سال پیش منطقه ای دور افتاده و دور از دسترس بود که قطعا زمان زیادی می گرفت تا افراد خود رویی پیدا کرده و به شهر بازگردند. واقعا که چه تنبیه جانانه ای بوده است!
تنبیهی که من گهگاه فکر می کنم که خوب است در مورد قاچاقچیان مواد مخدر و معتاد ها برده شود و آنها را برای کار اجباری به شور آباد و یا صحرای طبس بفرستند تا آدم شوند و یا همانجا بمیرند. مجازاتی که هزار بار بهتر از چهره خشن و بی قلب اعدام است. اردوگاه کار اجباری و با مشقت. و اما چاره این آدمهای بی فرهنگ و کوته فکر که دسته دسته در اصفهان راه افتاده اند و به خاکسپاری ایرانشناس برجسته اعتراض دارند و به مقبره پرفسور پوپ نیز توهین کرده اند، این است که همه از خیابانها جمع و به اردوگاه خواندن و نوشتن برای مطالعه اجباری فرستاده شوند تا شاید فکر و مغزشان باز شود. اینکه امروز ما در کشور خودمان قحطی ایران شناس برجسته داریم و دیگران باید این خلاء را پُر کنند در این است که کشور ما به شدت سیاست زده شده و عوام دچار توهم توطئه شده اند. محدودیت ها و سوء استفاده از باورهای مذهبی نگرش مردم را به ادب و تاریخ و فرهنگ تغییر داده است. کمی بخوانید. کمی خود را تغییر دهید و از دایره بسته تحجر و خشونت بیرون بیایید. مشکل امروز پاکستان و وجود گروههای افراطی در جهل و بی سوادی مردم آن است.
آرام باشید. به خاکسپردن چهره های برجسته در کشور یک افتخار است.

توسط | ۱۳۹۴-۱۰-۱ ۲۳:۰۹:۵۴ +۰۰:۰۰ فروردین ۲۶ام, ۱۳۹۳|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید