آزادی های یواشکی زنان در ایران

خانه/مقالات/آزادی های یواشکی زنان در ایران

آزادی های یواشکی زنان در ایران

خاطرم هست که کلاس سوم دبستان بودم که داشتن حجاب در مدرسه اجباری شده بود. خدا را شکر آنوقت مقنعه های لکنتی هنوز در دستور کار نبود و بستن روسری در مدارس کفایت می کرد. یونیفرم مدرسه خاکستری رنگ بود و من روسری کرپ خاکستری رنگی به عنوان اولین حجاب در مدارس ایران باید به سر می کردم و از این لباس و روسری بیزار و متنفر بودم. اما با این روسری هزار کار می کردم که در مدرسه بهتر به نظر برسم. فُرم عجیبی اختراع کرده بودم که به بستن گره لکنتی در زیر چانه احتیاجی نبود. بگذریم… با وجود تمامی تلاش برای زیباتر کردن حجابم، زنگ پایان مدرسه که می خورد بال در می آوردم. روسری از سر به شانه ام می لغزید و راه بازگشت از مدرسه را بی حجاب تا خانه امان می رفتم.
هر سال شرایط سختتر و سختتر شد و به آن مقنعه های بی قواره با پوزه بند رسید.هم دوره ای های من حتما به خاطر می آورند که پوزه ها را از قصد می شکافتیم و با سنجاق قفلی در مدرسه به هم وصل می کردیم و همیشه نمره انظباطمان یکی دو نمره ای به خاطر بدحجابی کسری داشت. هم چانه بند داشتیم و هم کش که چانه و پیشانی را محکم کند. کش های در رفته آنقدر از پشت گره خورده بود که تا پایان سال تنها نخی بود بی خاصیت که اجبار آن را سر پا نگاه داشته بود.
امروز در مقایسه با آن روزها دخترها و زنها در ایران آزادی عمل بیشتری برای انتخاب پوشش در مدرسه و خیابان دارند، اما اجبار همچنان اجبار است چه کم باشد و چه زیاد و روسری و مانتو بر سر جای خود استوار. تابستهای گرم ما و کلاسهای طاق و جفت تقویتی و زبان انگلیسی و بعد از آن آمادگی کنکور همه در زیر آن لباسهای ناراحت و سیاه رنگ و گرم و روسری های بدقواره ای سپری شد که هنوز هم نمی دانم چرا ما را مجبور به تحمل آن کرده بودند.

امروز هم جمعیت بیشتر شده است هم تعداد دختران ژیان و با فکر و با اندیشه در ایران بیشتر، آنهایی که برای داشتن این حجاب اجباری از خود مقاومت و خلاقیت های بیشتری نسبت به دوره من نشان می دهند. صفحه فیس بوک، “آزادی های یواشکی زنان در ایران”، یکی از هنرهای زنان ایران برای نشان دادن نارضایتی خود از حجاب اجباری است. برداشتن روسری حتی برای دقیقه ای در خیابانی عاری از رهگذر و عینک دودی بر چشم برای حفاظت از هویت. تا امروز این صفحه حمایت ۱۸۱ هزار نفر را بدست آورده است و می رود تا نظر و حمایت زنان و مردان بیشتری را جلب کند.
آیا ممکن است روزی فرا رسد که در حکومت جمهوری اسلامی ایران، آزادی های اجتماعی و حق پوشش به شهروندان داده شود و مردم فارق از ترس و دغدغه، با فراق بال آنگونه که خود می خواهند زندگی کنند؟ چرا اجبار؟!

توسط | ۱۳۹۴-۱۰-۱ ۲۳:۱۸:۱۳ +۰۰:۰۰ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۳|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید