ایرانیان در سوریه چه می کنند؟

خانه/مقالات/ایرانیان در سوریه چه می کنند؟

ایرانیان در سوریه چه می کنند؟

سال ۱۹۸۰ که جنگ بین ایران و عراق آغاز شد من کودکی دبستانی بودم. جنگی که یکی ار خونین ترین و طولانی ترین نبرد قرن بیستم نام گرفت و در آن بیش از نیم میلیون نفر از دو سو کشته وبیش از نیم میلیون نفر دیگر نیز زخمی شدند. تشیع پیکرهای شهدا و وضعیت اضطراری، خاطراتی نیست که به آسانی قابل فراموش کردن باشد و تجربه ای هم نیست که بخواهید بار دیگر تکرار شود. هرچند که ایران به این جنگ کشیده شده بود اما مطمئن هستم که برای مردم عراق نیز روزهای جنگ به همین اندازه دردناک و مشکل بوده است.

امروز هرچند که حضور ایرانیان در درگیری های سوریه از سه سال گذشته توجیهی دفاعی ندارد. حضوری که به گفته حکومت در سطح فرستادن مستشاران نظامی است اما وجود قربانیان نشان می دهند که آنها در جنگ شرکت دارند.
شنبه گذشته در نزدیکی شهری استراتژیک به نام خان طومان، به گفته مقامات رسمی، ۱۳ عضو سپاه پاسداران ایران کشته و تعدادی نیز زخمی شدند. تاکنون بیش از ۳۰۰ عضو سپاه در درگیری های سوریه کشته شده اند، اما قربانیان روز شنبه در خان طومان بیشترین تعداد تلفات در یکروز بود. پخش شدن این خبر در رسانه های ارتباط جمعی ایرانیان را آشفته و عصبانی کرده بود. مردمی که از حضور در درگیری های سوریه حتی به شکل داوطلبانه ناراضی هستند و ناخرسندی خود را با اندوه در رسانه های عمومی به شراکت گذاشته بودند.

ایرانی ها مدت زمانی است که از هزینه های تحمیل شده به کشورشان بخاطر مسایل لبنان و سوریه شکایت دارند. هزینه ای که برای بدست آوردن نفوذ و حمایت پرداخته می شود و قبل از جنگ به صورت نفت مجانی به سوریه داده می شد و یا سرمایه گذاری بر روی اماکن محبوب و مقدس شیعیان برای جلب توریست و گردشگرد. در لبنان بعد از رویارویی حزب الله با اسراییل در سال ۲۰۰۶، مبلغ گزافی برای ساخت و بازسازی جنوب لبنان هزینه شد.
چندی پیش در فرودگاه بیروت، گروهی از مردم سوریه را دیدم که از اردوگاه پناهندگان می آمدند و توسط یک موسسه خیریه ایتالیایی در حال انتقال به شهر رم بودند. وقتی که به آنها گفتم که ایرانی هستم. به من در سکوت خیره شده بودند با چشمهایی که مثل آتش از آن جرقه بیرون می آمد. چیزی که در من می دیدند، ویرانی خانه هایشان و آواره بودنشان و مشکلاتی بود که امروز با آن دست به گریبان هستند.

کمک کردن به مردم سوریه بایستی در مرکز و کانون توجه این مصیبت خانمانسوز باشد، به جای آنکه برای نگاه داشتن فردی در قدرت و یا مکانی، قربانیان دیگری به این فاجعه اضافه شوند. همچنین حل و فصل بن بست سیاسی حاضر در لبنان، کشوری که دو سال است رییس جمهور ندارد، همت دیگری می طلبد. کشوری که صحنه کشمکش های رقابت های سیاسی داخلی و اختلافات قدرتهای منطقه شده است، و بیرون آوردن لبنان از این معرکه باید اولویت داشته باشد.
در آتش بس موقت فعلی بین حکومت سوریه و مخالفان آن، به نظر می رسد که در نهایت فضایی برای دست یافتن به صلحی دایمی و کم شدن خشونت ها، امکان پذیر شده باشد. دیگر در توان هیچ کشوری از خاورمیانه گرفته تا اروپا نیست که هزینه های این جنگ و ناامنی را بپردازد.
زمان برای دیپلماسی و صلح فرارسیده است، هرچند که بسیار مشکل و دور از دست باشد.

علی رغم هشت سال جنگ عراق با ایران، این دو همسایه امروز رابطه بسیار خوبی با هم دارند. زمان بهترین مرهم زخم ها و دردها است و سوریه نیز از آن مستثنی نیست.

این مقاله من روز سه شنبه ۱۰ می در وب سایت انگلیسی العربیه به نشر رسیده است.

توسط | ۱۳۹۵-۴-۸ ۱۶:۴۶:۴۵ +۰۰:۰۰ اردیبهشت ۲۵ام, ۱۳۹۵|مقالات|۱ نظر

۱ نظر

  1. tuesday ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵ ۱۰:۱۳ ب.ظپاسخ

    ایا سایتی خبری فارسی یا انگلیسی که منصفانه درباره سوریه داریم اطلاع دهید مثلا اولین سایتی خان طومان مطرح کرد

نظر بدهید