‘بازی بُرد بُرد’ ایران در مذاکرات هسته ای

خانه/مقالات/‘بازی بُرد بُرد’ ایران در مذاکرات هسته ای

‘بازی بُرد بُرد’ ایران در مذاکرات هسته ای

به تازگی، با دوستانی از استراتژیست ها و افراد تحصیلکرده عرب صحبت می کردم و آنها برایشان جالب بود که نظر من را درباره برنامه هسته ای ایران بشنوند. آنها به حقیقی بودن مذاکرات شک داشتند و می خواستند بدانند که ایران در پی حقه زدن به غرب و کشورهای عرب همسایه نیست و در خفا بمب اتم نمی سازد
هیچکدام از افرادی که با آنها حرف می زدم باور نداشتند که ایران در گفتگوها جدی است تا با پشتکارو همکاری با جامعه بین الملل بتواند مشکلات این پرونده طولانی هسته ای را حل کند. دوستان عرب می پرسیدند که چه شاهدی وجود دارد تا بپذیرند که تیم مذاکره کننده آقای روحانی افردی مصمم به انجام کارند و برای پشبرد کار دروغ نمی گویند.
البته که زیاد خوشبین بودن خوب نیست اما بدبین بودن زیاد نیز، سازنده نیست. به سادگی می توان گفت که سیاست خارجی ایران تغییر کرده است و شرایط و مشکلات منطقه ای و جهانی ضرورت آن را ایجاد کرده تا این کشور خود را با این تغییرات وفق دهند. بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و سرخوردگی که در بین جوانان وجود دارد، با جمعیتی نزدیک به ۸۰ میلیون که نیمی از آن جوان و زیر ۳۰ سال است و انزوای بین المللی و مشکلاتی که در این سالها برای کشور پیش آمده دلایل خوبی برای پذیرفتن انگیزه ایران است. “ تحریمهای هوشمند” که بر روی صنعت نفت و گاز ایران در سالهای اخیر اعمال شد در نهایت حاکمیت را مجبور کرد که گفتگوها را با غرب از سر بگیرد.
آقای حسن روحانی و تیم مذاکره کننده هسته ای وی قدمهای بزرگ و اساسی را برداشته اند تا شاید بتوانند تصویر مخدوش شده کشور را ترمیم کنند و و اختلافات را حل نمایند. آنها موفق شده اند چرا که بطور ناگهانی رهبر ایران تصمیم گرفت تا شیوه خود را تغییر دهد و تفکرات صدور انقلاب را کنار بگذارد و به توسعه سیاسی و اجتماعی روی کند تا بتواند در معادلات منطقه ای نقش بزرگی بازی کند.
به عقیده من چیزی که باعث شد تا رهبر ایران در گفتگوهای هسته ای عقب نشینی کند و از خود نرمش نشان دهد ( آنگونه که وی گفت) به اتفاقاتی که در منطقه پیش آمده ارتباط دارد و وی این شناخت را پیدا نمود که فرصت قدرت اول منطقه شدن برای ایران وجود دارد.
اتفاقاتی که در عراق و سوریه افتاده و بالا گرفتن حضور گروههای تندرو و وضعیت ژئوپلیتکی ایران و اهمیت داشتن این کشور در منطقه باعث شده که ایران به این نتیجه برسد که آنها بیشتر به نتیجه دلخواه می رسند اگر زبان خود و نحوه ارائه کردن خود در منطقه را تغییر دهند.
کره شمالی از گفتگوهای هسته ای خارج شد و بمب اتمی ساخت اما چیزی که این کشور بدست آورد، گرسنگی برای مردم کشورش بود و یک انزوای عمیق بین المللی. پیونگ یانگ رژیمی رژیمی با خصومت و دارای بمب هسته ای است اما استفاده از آن، از داشتنش خطر بیشتری دارد و مانند یک خودکشی است و از سویی دیگر، وسیله ای هم نیست که توسط آن بتوانند تجارت و پولی بدست بیاورند تا مردم گرسنه خود را سیر کنند. شاید هند و پاکستان نیز نمونه های خوب دیگری باشند. داشتن سلاح هسته ای باعث نشده که پاکستان کشوری پایدار شود و یا بتواند هند را شکست دهد و یا بالعکس داشتن بمب اتم زندگی را برای مردم هندوستان آسانتر نکرده است.

یک حساب هوشمندانه و آسان به تهران می گوید که بدست آمدن توافق نهایی به نفع آنها است حتی بهتر از داشتن سلاح هسته ای ( ایران همواره ادعای داشتن برنامه مخفی ساخت سلاح هسته ای را رد کرده است).
و آنچه که به ایران پیشنهاد شده تا در قبال دست برداشتن از جاه طلبی اشان بدست آورند، چندان هم بد نیست. تبدیل شدن به قدرت منطقه احتیاجی به بمب هسته ای ندارد اگر که آمریکا و غرب چنین فضا و موقعیتی را به ایران بدهند.
اگر توافق اینچنین بوده، البته که برنامه دوم بیشتر به نفع تهران است تا برنامه خصومت آمیز اول. توافق موقت که سال پیش در ژنو بدست آمد شاهدی بر این ادعا بود که طرفین شرایط یکدیگر را پذیرفته اند.
در۱۷اوت، نخست وزیر انگلستان آقای دیوید کمرون گفت که “انگلستان باید آماده باشد تا خود را در جنگ با تهدید مشترک ، متحد ایران سازد. سنی های تندرویی که در عراق و سوریه می خواهند ‘یک کشور تروریستی’ ایجاد کنند که تا سواحل مدیترانه امتداد داشته باشد”. آقای کمرون گفت.
اینک به نظر می رسد که منافع ملی آمریکا و انگلستان در این است که دهه ها دشمنی و خصومت را با رژیم تهران کنار بگذارند چرا که نخست وزیر انگلستان از رییس جمهور ایران خواست تا” وارد جامعه بین الملل شود” تا به رویارویی داعش بروند. یکسال مذاکره با گروه ۵+۱ از زمان به قدرت رسیدن روحانی به هدر نرفته است و با توافق موقت بدست آمده بخشی از تحریمها طبق این توافق برداشته شده و اقتصاد تکانی خورده است. حالا از ایران دعوت شده تا به ائتلاف جامعه بین الملل برای مقابله با تروریسم بپیوندد به این معنا که بعد از ۳۵ سال از گذشت انقلاب ایران، جهان این رژیم را به رسمیت شناخته اگر این گفتگوهای دوجانبه و مساوی با یکدیگر ادامه داشته باشد و ایران با رسیدن به توافق جامع فاصله چندانی ندارد که زمان تعیین شده برای آن ۲۴ نوامبر است.
سیاست خارجی ایران اندکی تغییر کرده است به این معنا که زبان مورد استفاده با غرب تغییر کرده و نظم و ترتیب بهتری در کار دولت وجود دارد. هماهنگی بین قسمتهای مختلف در حکومت بسیار شگفتی آور است و همین دلیل باعث می شود که باور کنیم رهبر ایران در پس تغییرات بوده است در غیر اینصورت برای روحانی رسیدن به توافق جامع با غرب آنطوری که وی خطاب می کند، “ یک بازی بُرد بُرد باشد” محال می نمود.

این نوشته من روز جمعه ۲۹ اوت در روزنامه الحیات به چاپ رسیده است.

توسط | ۱۳۹۴-۹-۱۹ ۱۹:۰۶:۴۸ +۰۰:۰۰ شهریور ۹ام, ۱۳۹۳|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید