برگی جدید در رابطه ایران و همسایگان عرب

خانه/مقالات/برگی جدید در رابطه ایران و همسایگان عرب

برگی جدید در رابطه ایران و همسایگان عرب

بعضی وقتها که به فرودگاه دبی می رسم و یا در حال ترک این کشور هستم، مامور گمرک فرودگاه در حالی که مشغول زدن مُهر به پاسپورت من است، با خوشایندی هر چه بیشتر به فارسی می گوید: “خوش آمدید.” پاسخ از صمیم قلب من به چنین خوش آمد گویی با رویی گشاده این عبارت است: “فارسی می دانید؟ ” و مامور خوشرو سری تکان می دهد به این مفهوم که- خیلی کم.

پیش آمده است که حنی پلیس راهنمایی و رانندگی دبی نیز با من فارسی صحبت کرده باشد. تجربه ای که قلب را می لرزاند و حس گرم در خانه بودن را به تو می دهد. از کسی پوشیده نیست که ایرانیان و اعراب کشورهای مجاور رابطه تاریخی و فرهنگی طولانی طی هزاران سال با یکدیگر داشته اند. مردم برای سالیان سال از از روی آبهای گرم خلیج فارس به راحتی چنان از سویی به سوی دیگر می رفتند انگاری که از روی رود و جویباری در خانه اشان گذر کنند. نه مدرک عبوری می خواستند و نه گذرنامه ای.

ازدواج و نقل مکان از این سوی آب به آن سوی آب بسیار راواج داشت  و با اکتشاف نفت و تشکیل و یا استقلال کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، بعضی از ایرانیانی که در مرزهای آبی زندگی می کردند برای فرصتهای شغلی بهتر به این کشورهای تازه شکل گرفته مهاجرت کردند.

مردم بسیاری در این منطقه ریشه ها و گذشته های مشترکی دارند و جدا کردن آنها از یکدیگر چنانچه که غیر ممکن نباشد، باید گفت که بسیار دشوار است. دوستی که در دیوان و دستگاه شاه سابق ایران مشغول به کار بود و خواسته که در این نوشته ناشناس بماند برای من داستانی از سهولت سفر ایرانیان به امارات متحده تعریف کرد که نقل آن خالی از لطف نیست. “ما داشتیم در جزیره کیش کار می کردیم که صانحه ای برای یکی از کارگران پیش آمد و به شدت مجروح شد. نزدیکترین نقطه برای دریافت خدمات پزشکی دبی بود. راوی که اینک ۷۰ سالی سن دارد برای من این اینگونه گفت: “ما با عجله سوار هواپیما شدیم و خلبان هنگامی که نزدیک امارات بودیم با برج مراقبت دبی تماس گرفت و حضور ما را اعلام کرد. در حالی در دبی فرود آمدیم که هیچ مدرک و گذرنامه ای همراهمان نبود و مسئولان دبی ما را به گرمی پذیرفته و کمک امان کردند تا به سرعت به بیمارستان ایرانیان برویم.”

به یقین تعداد بسیاری داستانهای شنیدنی از رابطه صمیمی مردم دو سوی این آبهای آبی و گرم، از عشق و رابطه صمیمانه همسایه های فارس و عرب برای گفتن دارند. سی و پنج سال پیش، زمانی که انقلاب اتفاق افتاد و آیت الله خمینی اعلام تغییر سیستم از پادشاهی به جمهوی اسلامی را کرد، به جای آنکه رابطه ها با همسایه های عرب بهتر شود، این رفت و آمد ها کمتر و سردتر شد. انقلابیون به سفارت آمریکا در تهران هجوم برده و آنجا را اشغال و دیپلماتهای آمریکایی را برای ۴۴۴ روز به گروگان گرفتند. چهره ای تاریک و ترسناک از وضعیت جدید، همه را ترساند حتی همسایگان قدیمی و مسلمان را. چه کسی می خواست دوست این ایران ترسناک باشد؟

قدرت انتخاب بسیار کم بود و بهترین گزینه دوری گزدیدن از حکومتی بود که تندروی را پیشه کرده و حتی مردم خود نیز امان چندانی نداشتند. هنوز نیزبعد از ۳۵ سال، ایران هراسی در دل همسایگان وجود دارد و این هراس چندان به برنامه هسته ای ایران مربوط نمی شود. آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی گفته بود که می خواهد انقلاب اسلامی ایران را به دنیا صادر کند و حتما این صادرات از نزدیکترین نقطه یعنی همسایگان می بایست آغاز می گردید. مانند ترسی که سلمان رشدی نوسنده کتاب آیات شیطانی از جان خود داشت و برای سالیان از وحشت فتوای مرگی که آیت الله خمینی صادر کرده بود، در خفا می زیست، همسایگان نیز چنین وهم و هراسی را در سینه داشتند بی آنکه کسی آنها را مستقیم تهدید کرده باشد.

 ایران بالاخره توانست تا به توافقی هرچند موقت با قدرتهای غربی بر سر حل و فصل پرونده هسته ای خود برسد اما توافقی بر سر آنکه چگونه ایران می تواند با خوشامد و روی باز به جامعه بین الملل بازگردد وجود ندارد. ۳۵ است که ایران، موقعیت و امتیازات سابق خود در بین جامعه بین المللی را از دست داده و با همه سعی و تلاشی که انجام گرفته، این حس هراس و عدم ثبات سیاسی از ایران همچنان وجود دارد. هنوز همسایگان قدیمی و عاشق ایران و ایرانی نتوانسته اند کمی خود را باز کنند. این گوشه گیری به دلیل عدم اعتماد و یا نامطمئن بودن از رابطه خوب با ایران و یا ترس از برنامه هسته ای این کشور نیست. همسایگان ترسی را دارند که سلمان رشدی داشت. می خواهند کسی به آنها این تضمین را بدهد که تمامی روزهای خاکستری و خشن سپری شده است و آنها می توانند برگ جدیدی را در صفحه رابطه خود با ایران باز کنند. در ۳۵ سال گذشته، سالگردهای انقلاب اسلامی با سالهای دیگر هیچ فرقی نداشت و چیزی که می تواند امسال را با دیگر سالها متمایز کند این است که ایران به تمامی مناقشات و و رفتار خصمانه با همه پایان بدهد و در ابتدا رابطه اش با ایالات متحده آمریکا را عادی سازد.

دوستی کویتی به صراحت از این ایران هراسی به من چنین گفت:” باور کن که تمامی وحشت ما از روزی است که ایران و ایالات متحده با هم سرشاخ شوند و انتقام این رویارویی را ایران از ما بگیرد که رابطه خوبی با آمریکا داریم. ما می خواهیم که ایران و آمریکا را برای داشتن یک رابطه خوب تشویق کنیم. صلح بین آنها، برای ما صلح به ارمغان می آورد.” این دوست کویتی ادامه داد:” سالگردی از انقلاب با دیگر ساالها تفاوت داشته و نقطه عطفی است که ایران بتواند به تمامی تندروی های خود خاتمه داده و با آمریکا به تفاهم و دوستی برسد.”

آیا امسال در سی و پنجمین سالگرد انقلاب، ممکن است که امید به یک غافلگیری بزرگ یعنی بهبود رابطه ایران و آمریکا همان نقطه عطفی شود که سالیان سال است همه در انتظار آن می باشند؟

این نوشته برگردان فارسی مقاله منتشر شده من به انگلیسی در العربیه نت  در سوم فوریه است.

 Link

توسط | ۱۳۹۴-۷-۱۴ ۱۶:۰۵:۲۸ +۰۰:۰۰ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید