بعد از مذاکرات هسته ای، نوبت کروبی و موسوی است؟

خانه/مقالات/بعد از مذاکرات هسته ای، نوبت کروبی و موسوی است؟

بعد از مذاکرات هسته ای، نوبت کروبی و موسوی است؟

 در بیشتر دنیا چهاردهم فوریه به عنوان روز عشق جشن گرفته می شود. اما در منطقه ما اتفاق دو موضوع سالگرد این روز را متفاوت ساخته است. ترور نخست وزیر سابق لبنان رفیق حریری در سال ۲۰۰۵ و چهار سال بعد از آن، حبس خانگی دو کاندید سابق انتخابات رییس جمهوری ایران آقایان موسوی و کروبی در همین روز. در لبنان، مردم با ادعای عشق و احترام به حریری در این روز یاد او را گرامی می دارند اما در ایران موضوع حبس خانگی کروبی، موسوی و همسر وی خانم رهنورد در جامعه قابل طرح و سوال نیست. در چهاردهم فوریه وزارت امورخارجه آمریکا دراطلاعیه ای خواستار آزادی سه چهره سیاسی محبوس در خانه شد. آنهایی که از سال ۲۰۱۱ بدون حکم دادگاه در حصر می باشند. این سه نفر بعد از آنکه خواستار راهیپمایی مردم برای حمایت از انقلاب های بهار عرب شدند در خانه هایشان محبوس شدند.

در پاسخ به اطلاعیه وزارت خارجه آمریکا خانم افخم سخنگوی وزارت خارجه ایران، اقدام آمریکا را دخالت در امور داخلی ایران دانست و آقای علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی ایران نیز تصمیم گیری درباره این افراد در قابل طرح و بررسی در شورای عالی امنیت ملی دانست  و گفت که به عهده دولت است تا تصمیمی درست بر اساس شرایط اتخاذ کند.

خانم افخم اوضاع حقوق بشر در آمریکا را مورد انتقاد قرار داد و درباره کشته شدن مردم افغانستان توسط هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی و حمایت آمریکا از اسراییل در سرکوب مردم فلسطین به عنوان دلایلی بر نقض حقوق بشر یاد کرد.

البته که نقض حقوق بشر در نقاط بسیاری از دنیا حتی در کشورهای اسلامی نیز انجام می گیرد اما ایران چه توجیهی برای رفتار غیر انسانی خود در مقابل محبوس کردن میانسالانی مانند کروبی و موسوی دارد؟ در حالی که  مردم در لبنان سالگرد کشته شدن رفیق حریری را با حضور در آرامگاه وی برگزار می کنند که در ایران خبر از هیچ اعتراض عمومی و یا اقدامی برای ادعای احترام به موسوی و کروبی نیست. به نظرمی آید که به خاطر آوردن موسوی و کروبی منحصر به فعالان سیاسی و روشنفکران جامعه شده باشد. چرا جامعه در سه سال گذشته خاموش بوده است؟  آیا دلیل اصلی آن بالا بودن خرج و مخارج زندگی است که برای مردم فرصتی برای پرداختن به مسایل سیاسی نگذاشته است؟ یا رفتار خشن حکومت در سرکوب معترضان انتخابات سال ۲۰۰۹ آنها را ساکت کرده است؟ شاید مردم ایران دیگر اعتنایی به جنبش سبز نداشته باشند، اما مطمئنا دوست ندارند که ببینند سه شهروند ایرانی بدون محاکمه و محکومیت بخاطر اینکه تند روهای جناح مخالف از آنها دل خوشی ندارند، در حصر خانگی باشند. اگر این سه فردی که سابقه خدمات اجتماعی بالا مرتبه و داشتن مقامات اجرایی را داشته اند اینک می توانند چنین نا عادلانه با آنها رفتار شود، تکلیف مردم و طرفداران آنها نیز روشن است که چه خواهد بود.

می توان گفت که معرفترین چهره ای که در ایران تاکنون حصر خانگی شده است آیت الله حسنعلی منتظری، روحانی بلند مرتبه شیعه بود. آقای منتظری در سال ۱۹۹۷ میلادی بعد از آنکه بی پروا از قدرت آقای خامنه ای انتقاد کرد شش سال در حبس خانگی قرار گرفت. بهانه حکومت برای توجیه کردن حصر آقای منتظری، محافظت از وی در مقابل تندروها بود. در نهایت در سال ۲۰۰۳ میلادی آقای منتظری از حصر بیرون آمد بعد از آنکه بیش از ۱۰۰ قانونگذار از آقای خاتمی رییس جمهور وقت، خواستار آزادی آقای منتظری شدند. بعضی ها به این گمان هستند که حکومت ایشان را رفع حصر کرد چرا که اگر این مرد سالخورده در حبس خانگی در می گذشت، محبوبیت او در واکنش به این اقدام حکومت غیر قابل پیش بینی بود. در ۱۹ دسامبر آیت الله منتظری ۸۷ ساله درگذشت. صدها هزار نفر از عزاداران و هواداران وی از سرتاسر ایران برای تشیع جنازه او که تبدیل به تظاهراتی ضد حکومتی شد شرکت کردند و نشان داد که مردم ایران تا به چه اندازه غیر قابل پیش بینی هستند.

 تنها مسئله هسته ای نیست که حل و فصل آن باعث بهتر شدن رابطه ایران با دیگر کشورهای جهان خواهد شد، بهبود موضوعات مربوط به حقوق بشر نیز از دیگر مسائل مد نظر است. حقوق بشر، دمکراسی و حقوق مدنی برای مردم به همان اندازه مهم هستند که دیگر مسائل و اینک تمامی چشمها به آقای حسن روحانی رییس جمهور است تا ببینند که وی با موضوع مربوط به کروبی و موسوی ها و دیگر زندانیان سیاسی چگونه خواهد پرداخت. وقتی که مذاکرات هسته ای به پایان رسد…

توسط | ۱۳۹۴-۷-۹ ۱۷:۴۹:۴۵ +۰۰:۰۰ بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۲|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید