به یاد مارشال قسیم فهیم

خانه/مقالات/به یاد مارشال قسیم فهیم

به یاد مارشال قسیم فهیم

امروز مردم افغانستان، مجاهدی شجاع و دلسوز و من نیز دوست عزیزی را از دست دادم. مارشال فهیم، مبارزی از دره زیبای پنجشیر در افغانستان، زندگی پر فراز و نشیبی را تا به امروز در پشت سر داشته است. مانند دیگر مردم افغانستان که زندگی اشان در سالهای گذشته در جنگ و آوارگی و بمباران وموشک باران و پس از آن ظلم و تهدید طالبان و اینک نیز عملیات انتحاری سپری شده، زندگی مارشال فهیم نیز دست کمی از زندگی دیگر مردم این سرزمین نداشته است. بعد از کشته شدن احمد شاه مسعود، به دست طالبان و تنها چند روزی پیش از آنکه القاعده برجهای مرکز تجارت جهانی در نیویورک را هدف قرار دهد، دلیران ائتلاف شمال گرد هم آمدند و آقای فهمیم را به عنوان فرمانده جانشین برگزیدند. در روزهای سرنوشت ساز در پیش رو و جنگ نیروهای ائتلاف با طالبان، ائتلاف شمال به رهبری آقای فهمیم و با حضور دکتر عبدالله و آقای یونس قانونی توانستند خدمات ارزنده ای در شکست طالبان و زمینه حضور دولت انتقالی در افغانستان انجام دهند.
دوستی و آشنایی من با مارشال فهیم به روزهای آزادسازی کابل در سال ۲۰۰۱ باز می گردد. مجاهدی محترم و دلسوز که بعد از تشکیل دولت وزیر دفاع در کابینه حامد کرزای شدند. به دلیل اختلافات گوناگونی که با کرزای داشتند از سمت وزارت دفاع کنار آمدند اما همچنان متعهد به همراهی دولت و مردم افغانستان ماندند. خاطرم هست که سالها پیش در روزی پر تلاطم همه احتمال انجام کودتا توسط مارشال فهیم را می دادند و در آن روز در کابل چرخ بالهای ناتو در تمام روز بر فراز خانه ایشان در حال پرواز بوده و خانه اشان نیز به شدت تحت مراقبت قرار داشت. فردای آنروز سری به خانه اشان زدم. در گلخانه مشغول رسیدگی به گلها بودند و به من گفتند که اگر وظایف ملی ایشان را مقید نمی کرد، آرزویی به غیر از بازنشستگی و رسیدگی به گل ها بخصوص گلهای رُز باغشان را نداشتند. از گُلخانه با هم به حیاط برای تماشای گُلها آمدیم. از ایشان پرسیدم که چرا کودتا نکردند؟ خندیدند و گفتند: این آرزوی شما روزنامه نگاران و افراد خارجی است که من را درست نمی شناسند. من اگر قدرت طلب بودم امروز در خانه ام ننشسته بودم.
تصویری که می بینید یادگار همان روز و در باغچه گل سرخ ایشان گرفته شده است. یاد ایشان و دیگران قهرمانان افغانستان گرامی.

توسط | ۱۳۹۴-۷-۹ ۱۷:۱۸:۱۱ +۰۰:۰۰ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۲|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید