خانم اَشتون پسته می خوردند یا نمی خوردند؟

خانه/مقالات/خانم اَشتون پسته می خوردند یا نمی خوردند؟

خانم اَشتون پسته می خوردند یا نمی خوردند؟

نسبت به آنکه ساکن کدام مرز و بوم باشیم، دغدغه هایمان نیز به همان نسبت متفاوت و گوناگون است. حتما در بخشی از آفریقا قبل از آنکه موضوع حقوق بشر و دمکراسی مهم باشد، موضوع آب آشامیدنی و غذا در اولویت های اصلی مردم این مناطق قرار دارند. در آمریکا تا آنجایی که من می دانم کسی از گرسنگی نمی میرد، بالاخره مکانی وجود دارد که به فقرا و بی خانمان ها- اگر که بخواهند- جا برای خوابیدن و غذایی برای خوردن بدهند. الویت این جامعه بیشتر دعوا بر سر قدرت گروههای سیاسی، خدمات بیمه عمومی و رفع تبعیض و مبارزه با نژادپرستی است و مثلا در فرانسه و انگلستان احتمالا بحران مهاجران خارجی، رشد گروه های افراطی اسلامی، بیکاری و بحران اقتصادی و مشکلاتی از این دست فکر رسانه ها را مشغول کرده اند. در پاکستان، زن کُشی مردان متعصب و مَردم کشی افراط گران وهابی مذهب طالب دست بدست هم آمده اند تا پاکستان را در زمره خطرناکترین کانون تروریسم و افراطی گرایی در آورند. موضوعی که از داشتن و نداشتن آب و غذا نیز برای مردم پاکستان مهمتر است: بحران کانون تروریسم.
اوضاع افغانستان که از اسفناک بودن گذشته. فقر و درماندگی، بیماری و بیکاری بیداد می کند و حالا در این میان خانم آنجلینا جولی نیز گه گاه سر از ارودگاه پناهندگان سوری در می آورد یا نقاط مرزی افغانستان و پاکستان و البته برای انجام کمکهای خیریه و بشر دوستانه. شاید فکر مردم یکروزی بیشتر درگیر این حضور نباشد و آن هم در حد خبری کوتاه و عکس و تصویری از وی. با وجود تمامی این دردها و گرفتاری ها که بخشی از آنها دامان ما را هم بعنوان انسان و ساکنی از این کره خاکی گرفته است، درد و خبر آنقدر زیاد است که انسانهای فرهیخته وقتی برای حاشیه ها ندارند. امروز در حساب تویترم دیدم کسی تصویری از خانم کاترین اشتون به نقل از خبرگزاری مهر را گذاشته بود که ایشان سر میزی نشسته بودند و میزبانان ایرانی نیز در سوی دیگر میز بودند و تویت نوشته شده می گفت: به نظر می آید خانم اشتون دارند پسته می خورند! نوشته ای که ۱۸ بار چرخیده بود تا سر از فهرست افرادی که من تویت های آنها را می بینم در آورده بود! خوب ما چه کنیم که ایشان پسته می خورند یا نمی خوردند؟
یا خبر دیدار خانم اشتون با دو خانم فعال حقوق بشر در تهران که چپ و راست هر جا را که می شنیدم و می خواندم تکرار شده بود. چرا انقدر آن را شور کردید؟ اگر هم قرار بود که ملاقات ایشان با خانمها تاثیری مثبت داشته باشد، آنقدر گفتند و نوشتند و در بوق و کرنا زدند که از کاه کوهی ساخته شد و آنقدر موضوع بزرگ شده که دیگر بعید نیکی کار همچنان نکو مانده باشد . خانم اشتون برای بهبود روابط ایران با اتحادیه اروپا به تهران آمده بود، که البته موضوع حقوق بشر نیز یکی از موارد مورد بحث بوده است و دیدار ایشان با خانمها نیز چندان بدور از انتظار نبوده و معلوم نیست چرا انقدر این موضوع باید بزرگ شود؟ درست مانند خبر نشر کتاب کلنل آقای محمود دولت آبادی که چنان امکان چاپ آن را جار زدند که اگر قرار بود با آرامش و بی جنجال این کتاب چاپ شود، نتیجه معکوس داد و امکان آن نیز فعلی منتفی شد. چرا هیاهو می کنید؟

توسط | ۱۳۹۴-۷-۹ ۱۷:۱۷:۱۹ +۰۰:۰۰ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۲|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید