درخواست بخشش یا همان لغو مجازات اعدام

خانه/مقالات/درخواست بخشش یا همان لغو مجازات اعدام

درخواست بخشش یا همان لغو مجازات اعدام

در صحنه هایی تکان دهنده، سپیده دمان هنگامی که هوا هنوز گرگ و میش است، پلیس محکومین متهم به اعدام را به محل آماده شده می آورد. این صحنه ها در ایران رفته رفته عادی شده است. جمعیتی برای تماشای صحنه اعدام جمع می شود و پیش می آید که در بین جمعیت بستگانی از محکوم به اعدام نیز حضور داشته باشند. آنها تا آخرین دقایق اجرای حکم دارند زجه می زنند و برای بخشش از اولیای دَم التماس می کنند، اما بقیه مردم کنجکاوانی بیش نیستند!
مدتی است که در بین مردم احساس نامشخصی از این اعدامها شکل گرفته است، بیزاری از اعدام و از آنهایی که برای تماشای این صحنه های خشونت بار می روند. دستگاه قضایی ایران ساده ترین راه برای ایجاد عدالت در جامعه را اعدام تشخیص داده است.
به گفته سازمان ملل متحد، ایران از ژانویه گذشته تا کنون ۱۷۰ نفر را اعدام کرده که چنین آماری کشور را در رتبه دوم بعد از چین در اعمال مجازات اعدام قرار داده است. کسانی که با قاچاق مواد مخدر در ارتباط باشند و یا محکومین به سرقت مسلحانه، تجاوز و جنایتکاران جزو گروهی هستند که به آسانی توسط قاضیان به اعدام محکوم می شوند. افرادی که در کودکی و زیر ۱۸ سال نیز مرتکب جنایت شده باشند، آنقدر در زندان می مانند تا به سن بلوغ رسیده و پس از آن به چوبه دار آویخته شوند. تصاویر مشمئز کننده اعدامهای بیشمار، ایرانیان را ناراحت و باعث شه تا گروههای بسیاری برای لغو مجازات اعدام – به آسانی- بسیج شوند.
پیش می آید که بصورت کاملا اتفاقی موضوع و موردی مورد توجه رسانه ها و مطبوعات قرار می گیرد و نشان می دهد که در بعضی موارد مجازاتهای اعدام عادلانه صادر نشده و متهمین دادرسی و دادگاههایی عادلانه نداشته اند.
در نمونه ای اخیرا مورد یک دختر ۲۶ ساله به نام ریحانه جباری که در انتظار اجرای حکم اعدام خود است، توجه مردم داخل و رسانه های بین الملل را به خود جلب کرد. مردم بسیاری در سراسر جهان خواستار عفو و بخشیده شدن ریحانه توسط خانواده مقتول هستند. ریحانه در ۱۹ سالگی و آنطور که اعتراف کرده در دفاع از تعرض جنسی به خود مقتول را از پای در آورده است. وی هفت سال گذشته را در زندان گذرانده و اینک منتظر مرگ می باشد. در حالی که فامیل مقتول به گفته پسر آقای سربندی در گفتگویی با روزنامه شرق مورخ ۲۰ آوریل گفته است که فامیل وی هنوز از تمام ماجرای پشت پرده مطلع نیستند و آنها نیز خواهان دانستن حقیقتند اما ریحانه به ارتکاب قتل اعتراف کرده و این کافی است که وی اعدام شود.
ریحانه جباری محکوم به اعدام در سال ۲۰۰۷ مرتضی عبدالعلی سربندی ماومور سابق وزارت اطلاعات ایران را به قتل رساند. به گفته وکیل سابق ریحانه، مرتضی سربندی او را برای طراحی دکوراسیون داخلی دفترش استخدام کرده بود. وی در حالی که ۱۹ سال داشت، ضربه ای به سربندی زده و از مکان گریخته بود و علت اقدام خود را تعرض جنسی عنوان کرده بود. نگرانی هایی توسط گروههای مدافع حقوق بشر وجود دارد که نزدیکی سربندی به وزارت اطلاعات ایران روی پرونده و روند قضایی آن تاثیر کرده باشند و نکاتی را به دلایل امنیتی از خانواده مقتول و مردم پوشیده نگاه داشته باشند.
دفتر کمیسریای عالی حقوق بشر سازمان ملل می گوید که کشته شدن این فرد در وضعیتی بوده که ریحانه در مقابل تعرض جنسی از خود دفاع می کرده است و وی هرگز دادگاهی عادلانه نداشته است.
فضای مجازی مملو از تشکل هایی است که برای حمایت از ریحانه و تقاضا از قوه قضاییه برای تشکیل دادگاهی دیگر برای این دختر جوان است که شاید در حضور هیات منصفه و رایی عادلانه سرنوشت وی تغییر کند. یک صفحه در فیس بوک که به نام تلاش برای نجات جان ریحانه شکل گرفته است تا کنون ۱۰ هزار نفر عضو آن شده اند و صفحه خیریه دیگری که مربوط به جمعیت امام علی بنیادی غیر انتفاعی است، تا کنون توانسته نظر ۵۰ هزاز نفر را برای نجات جان ریحانه جلب کند. بازیگران و هنرمندان سرشناس ایرانی نیز به این گروهها پیوسته اند تا بلکه خانواده قربانی ریحانه را مورد عفو و بخشش قرار دهند. هنوز خانواده سربندی نظرش را تغییر نداده اما اعدام برای مدتی به تعویق افتاده است و تلاشهای مردم نیز همچنان ادامه دارد.
چند روز پیش از این نوجوان ۱۶ ساله ای که در یک درگیری خیابانی پسر دیگری را با ضرب چاقو به قتل رسانده بود پای چوبه اعدام بخشیده شد. به این دلیل که مجازات اعدام در ایران متوقف و یا کمتر نشده است، مردم و فعالین بیشتر بر روی فامیل قربانیان برای بخشش و گذشت متمرکز شده اند. اما مورد ریحانه، عموم در مورد گناهکار بودن این دختر قانع نشده است و دوم اینکه وی در نوجوانی مرتکب جنایت شده است و ممکن است اینگونه به نظر رسد که تحت فشار و یا بازجویی های شدید اعترافی نادرست کرده باشد چرا که وی به گفته وکیل و مادرش چند ماهی در انفرادی بوده است. مردم در دنیای مجازی از قوه قضاییه می پرسند که چرا دختری با خانواده و در حال تحصیل دانشگاهی باید مردی را که از وی ۲۰ سال بزرگتر بوده است را بی دلیل بکشد اگر که دلیل وی در دفاع شخصی از ناموس خود برای دادگاه قابل قبول نبوده است؟ پس این دختر جوان چه انگیزه دیگری از این قتل داشته است و چرا باید مردی را که به سختی می شناخته ناگهان به قتل برساند؟ آیا این دختر دارای جنون و مریض روانی است؟ آیا وی به قتلی اعتراف کرده است که کار وی نبوده و زیر فشار و ترس مجبور به آن شده است و رازی در بین می باشد؟ اگر که وی دارد دروغ می گوید و قاضی ها به دروغگویی وی پی برده اند در یک دادگاه اسلامی یک یا چند قاضی چگونه توانسته اند دختر جوانی را به اعدام محکوم کنند و آن را اجرای عدالت بنامند؟!

این نوشته من به انگلیسی روز دوشنبه ۲۱ آوریل در وب سایت العربیه به چاپ رسیده که برای شما به فارسی برگردانده ام.

توسط | ۱۳۹۴-۷-۸ ۱۸:۵۲:۰۲ +۰۰:۰۰ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۳|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید