درسی که اوباما از عراق برای افغانستان می گیرد

خانه/مقالات/درسی که اوباما از عراق برای افغانستان می گیرد

درسی که اوباما از عراق برای افغانستان می گیرد

هنگامی که آمریکا ائتلاف قوای متحد را برای حمله به طالبان در سال ۲۰۰۱ برای حمله به افغانستان تشکیل داد، مردم افغانستان با امید و آرزوی فراوان برای دستیابی به دمکراسی، از جنگ حمایت کردند. تنها دو سال پس از آغاز جنگ در سال ۲۰۰۳، آمریکا وارد جنگ با عراق شد و این کشور را اشغال کرد و به همین آسانی افغانستان اهمیت خود را از دست داد.
جنگ ناتمام در افغانستان دیگر اهمیت سابق خود را نداشت چرا که جبهه جدیدی در عراق گشوده شده بود و جنگهای پی در پی مردم آمریکا را ناراضی و خسته کرد و به همین دلیل آقای اوباما مجبور شد تا سربازان آمریکایی را از مهلکه خارج کند خواه آنکه ماموریت آنها پایان یافته باشد یا نیافته باشد.
البته که اشغال یک عامل آزار دهنده برای مردمی بود که کشور آنها مورد هجوم نظامی قرار گرفته بود، اما نبود یک دولت قدرتمند مرکزی و یک ارتش قوی بازدارنده در هر دو کشور عراق و افغانستان، موجب شد که با کم شدن حضور نظامی آمریکا و متحدین، این کشورها به ورطه خشونت سقوط نمایند. تجربه عراق باعث ایجاد این سوال شده است که بعد از خروج کامل نیروهای آمریکایی از افغانستان تا پایان سال میلادی جاری، چه سرنوشتی در انتظار این کشور خواهد بود؟
خروج کامل نیروهای آمریکایی از عراق که پایانی بر اشغال بود، پایانی برای خشونت ها و درگیری ها نبود. مردان و زنان بی گناهی در این سالیان در عراق کشته شده اند چرا که این کشور تبدیل به صحنه رقابت های قومی و مذهبی و سیاسی شده است و نبود یک دولت قدرتمند که باعث ایجاد وحدت ملی شود، به شدت خشونت ها افزوده .
تهدید گروه شورشی داعش که توانسته کنترل بخشی از عراق و سوریه را بدست بگیرد، برای آمریکا گزینه دیگری بجز دخالت نظامی دوباره باقی نگذاشته تا شاید بتواند جلوی نسل کشی اقلیت ها را بگیرد. ویدیوهای تکان دهنده و خشونت باری که از داعش به روی شبکه های اجتماعی گذاشته شده است نشان می دهد که این هیولای بزرگ تنها در اثر خلع قدرت و اتحاد و وفاق در منطقه به وجود آمده است.
آقای اوباما گفت که این غده بدخیم داعش اجازه رشد پیدا کرده چرا که سیستم دفاعی عراق از بین رفته است و حل کردن این مشکل که کاملا باید بعهده دولت جدید عراق باشد در صورتی قابل مهار است که نخست وزیر جدید عراق مورد استقبال و پذیرش تمامی گروهها و مذاهب قرار بگیرد و ائتلاف ملی سدی در مقابل تروریست ها قرار دهد.
آمریکا قبل از عراق، افغانستان را اشغال کرد اما عراق را زودتر ترک کرد چرا که نیازهای هر دو کشور با دیگری متفاوت بود. افغانستان فرصتهای بیشمار سیاسی و اجتماعی در ۱۳ سال اخیر داشته است که خود را بار دیگر از خاکستر جنگهای داخلی و پس از آن طالبان بیرون کشیده و پایه های یک کشور مدرن و رو به پیشرفت را بنیان گذارد، فرصتهایی که نشانه هایی از آن وجود ندارد. افغانستان برای دو دهه درگیر جنگهای داخلی بوده و وضعیتی که جهان با آن پس از شکست طالبان روبرو شد، بسیار رقت آور بود و توجه جامعه جهانی را برای دادن کمکهای بشردوستانه بزرگ و اساسی به افغانستان جلب کرد. زدودن فقر و مبارزه با تروریسم از اهم این اهداف بود اما اینک بعد از گذشت ۱۳ سال، کدامیک از این اهداف برآورده شده است؟
بعد از گذشت ۱۳ سال جنگ با تروریسم، هنوز شورشیان قادر هستند که شهرهای افغانستان را به تصرف خود در بیاورند و در حالی که شهرها را در دست دارند بی باکانه با نیروهای ارتش این کشور نیز مبارزه کنند. آنچه که من می فهمم و دیده ام این است که دختران هنوز در شهرهای جنوبی افغانستان نمی توانند به مدرسه بروند چرا که وضعیت بسیار نا امن است.
آقای کرزی رییس جمهور افغانستان از امضای توافق نامه دو جانبه امنیتی با آمریکا سر باز زد علی رغم اینکه خواست عمومی و نمایندگان مردم این بود که آمریکا تعدادی از سربازان خود و مراکز نظامی اش را بعد از پایان سال و خروج نیروهایش در افغانستان نگاهداشته و همچنان در تامین امنیت این کشور دخیل باشد.
کرزای این خواسته را نپذیرفت و به تنش بین کابل و واشنگتن افزود و امروز چیزی که افغان ها را نگران کرده خلاء قدرت در نبود نیروهای آمریکایی و نداشتن دولتی قابل اعتماد و قانونی است که هر دو گزینه با هم می تواند افغانستان را به شکل عراق در بیاورد.
با بلاتکلیفی موجود در وضعیت انتخابات ریاست جمهوری افغانستان که از برگزاری آن چند ماهی می گذرد و نتیجه آن نامعلوم است، آینده این کشور چندان شفاف و روشن به نظر نمی رسد. به نظر می آید که تقلب های گسترده پاکی انتخابات را خدشه دار کرده و نتیجه آن تنشی است که می تواند زمینه را برای تروریست ها مانند اتفاقی که در عراق افتاده است فراهم کند.
درسی که اوباما از عراق برای افغانستان می گیرد این است که عده ای از سربازان را در این کشور نگاه دارد هر چند که برای کرزی، به نظر می رسد که سازش سیاسی اهمیت بیشتری از ثبات کشورش داشته باشد.
وزیر خارجه آمریکا آقای جان کری از پس از انتخابات ریاست جمهوری تاکنون دوبار به افغانستان رفته است تا بین دو کاندید، دکتر عبدالله عبدالله و اشرف غنی میانجی گری کند تا شاید بحران انتخابات قبل از آنکه دیر شود، حل و فصل شود.
به نظر من، مشکلات منطقه با تولد طالبان و پس از آن القاعده آغاز شد اما در فاصله نه چندان زیاد پس از اشغال افغانستان، آمریکا و متحدین این کشور توجهشان به عراق جلب شده و پیش از آنکه ماموریت خود در افغانستان را به پایان برده باشند به عراق حمله کردند. آنها افغانستان را با یک رییس جمهور بی تجربه تنها گذاشتند که نتیجه آن بن بست سیاسی فعلی و مافیایی است که کشور را اداره می کند.
با بالا گرفتن خشونت ها در عراق، جهان بار دیگر افغانستان را از خاطر بُرد. اگر افغانستان به حال خود رها شود، ما باید منتظر آن باشیم که هر آنچه که بر عراق رفته است بر سر افغانستان نیز بیاید.

این نوشته من به زبان انگلیسی و در العربیه نت روز ۱۲ آگوست به نشر رسیده است.

توسط | ۱۳۹۴-۹-۱۹ ۱۹:۲۲:۳۱ +۰۰:۰۰ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۳|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید