درگذشت هاشمی رفسنجانی و تاثیر آن بر انتخابات ریاست جمهوری

خانه/مقالات/درگذشت هاشمی رفسنجانی و تاثیر آن بر انتخابات ریاست جمهوری

درگذشت هاشمی رفسنجانی و تاثیر آن بر انتخابات ریاست جمهوری

چنانچه که آیت الله هاشمی رفسنجانی از نفوذ و محبوبیت خود برای حمایت از حسن روحانی در سال ۲۰۱۳ بهره نجسته بود، وی نمی توانست برنده انتخابات و رییس جمهور ایران شود.
آقای روحانی به طور اخص کاندید محبوبی نبود و برای بیشتر مردم چهره ای ناشناخته به شمار می رفت اما در سلسله مراتب قدرت در حکومت روحانیون وی فردی شناخته شده بود و برای شکست دادن سایر رقیبان احتیاج به کمک و افزایش محبوبیت داشت.
آخرین شرط بندی و یا سرمایه گذاری آقای هاشمی در نظام جمهوری اسلامی که مهر حضور و نفوذ او را بر خود دارد، حمایت از حسن روحانی در انتخابات بود و مرگ وی درست چند ماه مانده به پایان اولین دوره ریاست جمهوری وی اتفاق افتاد. هاشمی رفت و نتیجه انتخابات در پیش رو را بعهده دیگران گذاشت تا درباره آن تصمیم بگیرند.
حامیان رفسنجانی، بیشتر از طبقه میانه رو از مرگ ناگهانی وی در بهت فرو رفتنند و فضای نامطمئن بودن از آینده در حالی که کمتر از ۴ ماه به انتخابات آمده برایشان دشوار آمد.
رئیس جمهور سابق، آقای هاشمی رفسنجانی یکی از معماران انقلاب اسلامی در ایران به همراه آیت الله خمینی بشمار می رفت کسی که در پستی بلندی های بسیار در طول عمر سیاسی خود تجربه کرده بود.
وی در اصل انقلابی بود با گرایشهای محافظه کارانه اما بعدها پس از مرگ آیت الله خمینی بیشتر یک میانه رو شد و خود را اصلاح طلب می دانست. او توانست تا نظر مردم را درباره خود تغیییر دهد، و از یک روحانی سیاستمداری که مورد نفرت جمع بود تبدیل به فردی محبوب و سیاستمداری مورد احترام گردید و این موقعیت را تا زمان مرگ خود یکشنبه ۱۹ دی ماه حفظ کرد.

با حضور پر نفوذ و وزین خود در میان روحانیون بلندمرتبه در شهر قم و با گفتارهای نیشداری که گه گاه رهبر و اطرافیان تندرو وی را مخاطب قرار می داد، اینک این تهدید بالقوه برای تندروهای حاکمیت از میان رفته و به نظر می رسد که اینک می تواند دست بالا را در حاکمیت داشته باشند.
رفسنجانی در رابطه اش با مردم هنگامی تجدید نظر کرد که بعد از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ در کنار مردم قرار گرفت و به نتیجه انتخابات اعتراض کرد. در آخرین نماز جمعه ای که وی اقامت آن را در تهران به عهده داشت (تابستان ۲۰۰۹) به آقای خاتمی هشدار از آتشی داد که وی دود آن را در آسمان می دید، به این معنا که دردسرهای بسیاری در راه است.
پیش بینی وی درست از کار در آمد و برای ماهها گروهای شورشی با نیروهای امنیتی در خیابانها به زد و خورد پرداختند که همچنان تاثیرات سیاسی آن جامعه ایران را متاثر کرده است.
بعد از انتخابات سال ۲۰۰۹، آیت الله خامنه ای جلسات هفتگی ملاقات و گفتکو با خاشمی را بر هم زد و محدود به ملاقاتهایی هر ماه یکبار و یا کمی طولانی مدت تر شد. ملاقاتهایی که هاشمی همچنان از آن برای اصلاحات و بیان نظر شخصی خود به رهبر سود می جست ( در گفتگو با افراد نزدیک به آقای هاشمی)

رویارویی اخیر رییس قوه قضاییه آیت الله صادق لاریجانی با رییس جمهور نمونه دیگری از این درگیری قدرت در ایران است. لاریجانی، فردی که توسط هواداران افراطی آقای خامنه ای رشد داده شده تا روزی جایگزین وی شود، رییس جمهور را بر سر ادعای فساد مالی در قوه قضاییه به چالش کشید. در صبح روزی که آیت الله هاشمی درگذشت، خامنه ای باردیگر وارد کشمکش رییس جمهور با رییس قوه قضاییه شده و طرف لاریجانی را گرفته بود.
وی بگومگوها را غیر مهم دانست و گفت که به امید خدا به زودی حل و فصل می شود. اما در عین حال گفت که کشور دشمنانی دارد که از این جنجالها منفعت می برند و قوه قضاییه نشان داده که: “ شجاع و مستقل است”.
این گفته علامتی بود به حسن روحانی که سکوت اختیار کند و جر و بحث با قوه قضاییه و رییس آن را خاتمه دهد.

آقای روحانی با امید شفافیت سازی در نهادهای کشور و مطمئن کردن مردم از تلاش وی و دولت جهت مبارزه با فساد، بحث حسابهای بانکی زیر نظر آیت الله صادق لاریجانی را مطرح کرده بود.
اما برای قوه قضاییه سوالاتی که رییس جمهور مطرح کرده بود افشاگری فساد مالی بود که می توانست به ریاست قوه قضاییه آسیب برساند. رییس قوه قضاییه به طور مستقیم توسط رهبر اتتخاب می شود و چالش رییس قوه قضاییه و عملکرد وی به معنای چالش منتخب رهبر است.
در مقابل قوه قضاییه نیز درباره پولهای مصرف شده در دوران انتخابات ریاست جمهوری پرسشهایی را مطرح کرد سخنگوی قوه قضاییه از بازشدن پرونده ای بر علیه برادر رییس جمهور آقای حسین فریدون سخن گفت که مشاور ارشد حسن روحانی است.
تنها چند ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری، این اتهامات می تواند زمینه رّد صلاحیت حسن روحانی را فراهم کند. سخنگوی شورای نگهبان در ۴ ژانویه ضمن اشاره ضمنی گفته بود که هیچ تعهدی وجود دارد که فردی که رییس جمهور است برای دور دوم نیز تایید صلاحیت شود.
این یک تهدید غیر مستقیم بر علیه آقای روحانی بوده است، کسی که به یقین قصد دارد خود را برای دور دوم نیز کاندید کند. با مرگ هاشمی، روحانی یکی از بزرگترین حامیان خود را با تاثیری چشمگیر در بین مردم از دست داده است و اینک دسترسی به هدف و این مهم برای حسن روحانی دشوارتر شده است.

نکته ای که آقای روحانی بر روی آن انگشت گذاشته بود-شفافیت سازی و مبارزه با فساد- برای عموم مردم موضوعی مهم است و می خواهند که وضعیت دارایی ها و نقل و انتقالات مالی حکومت شفاف شود.
چنانچه که آقای روحانی در انتخابات بازنده شود و یا اجازه شرکت در آن به وی داده نشود، ضربه ای بزرگ به میانه روهای حکومتی و اصلاح طلبان خواهد بود و می تواند آنها را حداقل برای مدتی طولانی از ساختار حکومت دور کند.
تندروها و بخصوص حامیان آنها در سپاه پاسدران در آرزوی ان هستند که تمامی پُستهای کلیدی حکومتی را بدست آورند که حرکتی در جهت آمادگی برای دوران پس از آیت الله خامنه ای است.
مرگ هاشمی رفسنجانی شاید که راه را برای این هدف هموار کرده باشد، هرچند که هنوز بسیار زود است که دراینباره قضاوت کنیم. روحانی شاگردی است که به خوبی در مکتب فکری هاشمی رفسنجانی رشد کرده است، به این معنا که تاثیر گذاری وی می تواند توسط دانش آموز برجسته در سال ۲۰۱۷ نیز ادامه داشته باشد.

آین مقاله من در هفته نامه انگلیسی الاهرام مورخ ۱۲ ژانویه به نشر رسیده است.

توسط | ۱۳۹۵-۱۱-۶ ۲۲:۱۳:۳۸ +۰۰:۰۰ دی ۲۷ام, ۱۳۹۵|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید