ریحانه را به ما، به مردم ایران و به جوانی اش می بخشیدید

خانه/مقالات/ریحانه را به ما، به مردم ایران و به جوانی اش می بخشیدید

ریحانه را به ما، به مردم ایران و به جوانی اش می بخشیدید

هفته ای که گذشت و هفته ای که آغاز شد به اندازه ای خبرهای ناگوار از ایران و بخصوص درباره زنان منتشر گردید که به گمان من نه تنها کام ایرانیان بلکه کام بسیاری از مردم بشر دوست تلخ و همه را اندوه و ماتمی بی پایان فرو برد.
ابتدا اسید پاشی به صورت زنان و دختران شریف اصفهان و در کنار این رویداد هویدا شدن موارد دیگر که در سالهای گذشته در کشورمان اتفاق افتاده بود. زن جوانی که به دختر خردسالش در تجمعی با خانم ستوده در مقابل وزارت کشور آمده بود، شاهدی دردناک بر فاجعه ای انسانی بود که در کشور متمدن و با تاریخ و فرهنگی چنین بزرگ اتفاق افتاده است. وی قربانی یک انتقام فامیلی شده و دختر خردسالش این در این انتقام و با اسید سوخته بود.
انتقامی که نمی دانیم چیست و از کجا آمده، سنگدل بودنی که به دل انسان نمی تواند شباهتی داشته باشد صورت زنان اصفهان را نشانه گرفت و چند روز بعد جان ریحانه جباری را. ریحانه جباری دختر جوانی که به جرم قتل روز شنبه به دار آویخته شد، متهمی بود که در دادگاه قوه قضاییه مجرم شناخته شده بود اما در دادگاهی بزرگتر، در دادگاه مردم مجرم شناخته نمی شد.
هزاران و میلیونها نفر برای کمک به بخشیده شدن ریحانه به صحنه آمدند، از هنرمندان و خیرین جامعه گرفته تا استاد شجریان که از آبرو و احترام بسیاری در نزد مردم بر خوردار است. ریحانه را به خاطر میلیونها مردمی می بخشیدید که می خواستند بخشش و مهر و آرامش به جامعه باز گردد و سرآغازی برای دوستی و زندگی بخشی و پایانی به اجرای اعدامهای مکرر در این کشور باشد.
اعدامها و مرگ روح و روانمان را تیره کرده است و در چنین فضایی که کشور عزیزمان متاسفانه دومین کشور جهان در اجرای حکم اعدام است، ببخشش ریحانه که خواستی مردمی و جهانی بود، شاید گشایشی در این طلسم مرگ می شد که نشد.
من و دیگران نه قاضی هستیم، نه از جزییات این پرونده اطلاعات درستی داشتیم، اما من به عنوان یک نویسنده و روزنامه نگار وجدان بیداری هستم که از طرف مردم می نویسم و خواست ما این بود که دادگاهی عادل با حضور هیات منصفه برای ریحانه برگزار می شد تا مثل بسیاری دیگر از نقاط دنیا مردم از کم و کیف پرونده ای که روان جامعه را بر هم زده بود مطلع می شدند.
می دانیم که متاسفانه شرایط اعتراف گیری و بازپرسی در ایران عادلانه نیست و در اغلب مواردی این چنینی متهم اعترافاتی می کند که شاید راست و حقیقی نبوده و در مورد ریحانه نیز چنین بنظر می آمد.
امروز که ریحانه اعدام شده است، اگر که بی گناه بر دار رفته باشد، انگاری که همه مردم اعدام و قصاص شده اند و چنین است که درد مرگ ریحانه بلای جان همه امان شده است.
هرچند که ما هیچ نمی دانستیم، اما بخشش که ممکن بود؟ فامیل مقتول می بخشیدند تا تمامی مردم سپاسگزاران شوند و دعای خیر میلیونها نفر شادی را به جامعه می آورد که بدرقه راه آخرت پدر مقتولشان و دستمایه ای ملی برای انجام نیک اندیشی در جامعه می شد. زهی خیال باطل…
و در اینجا باید از ضعف سیستم قضایی کشور گفت که در ابتدا حکم اعدام را به آسانی و برای هر موردی صادر می کند و جان مردم را در دست کسانی قرار می دهد که شاید تعادل روانی نداشته و یا تحت تاثیر قرار داده باشند. نظرم تنها به این پرونده نیست. موارد دیگری نیز بوده است که در بهت و حیرت مردم، متهمین اعدام شده اند و آنوقت…. قربانی اسید پاشی که زندگی و آینده را از زن جوانی سلب می کند، تنها به زندان محکوم می شود.
پدر شوهر زنی که به روی عروس پیشین و نوه خود اسید پاشید و از این مادر و دختر چیزی ساخت که امروز به سختی می توان در صورت آنها نگاه کرد و نگریست، کجا است؟ آیا به اشد مجازات محکوم شد؟ و متهمینی که امروز به صورت دختران اصفهان اسید پاشیده اند کجا هستند؟ همان قانونی که با تمامی ابهامات در کیفر خواست سر ریحانه را بالای دار می برد، درباره اسیدپاشان جانی و خبیث چه قانون و عدالتی را در پیش گرفته است؟

توسط | ۱۳۹۴-۹-۱۹ ۱۶:۵۶:۳۲ +۰۰:۰۰ آبان ۵ام, ۱۳۹۳|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید