زمان پوزش خواستن است

خانه/مقالات/زمان پوزش خواستن است

زمان پوزش خواستن است

نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک تنها کانال ارتباطی غیر مستقیم بین ایران و ایالات متحده آمریکا است. رابطه دیپلماتیک بین این در کشور در سال ۱۳۵۸ بعد از بحران اشغال سفارت آمریکا در تهران و گروگانگیری ۵۲ دیپلمات این کشور به مدت ۴۴۴ روز به تیره گی گرایید.
تمام تلاشها برای حل و فصل پرونده جنجالی هسته ای ایران با شکست مواجه شد و احتمال رویارویی نظامی، تبدیل به گزینه ای شد که در مقابل راه حل دیپلماتیک قرار داشت. دو گزینه: جنگ یا صلح!
دولت جدید ایران با ریاست حسن روحانی تلاشهای دیپلماتیک را افزایش داد و با گفتگوهای کارآمد و همکاری آمریکا در معلق شدن تحریمهای بیشتر بر علیه ایران در حالی که گفتگوها در جریان بود، توانست راه را به جایی ببرد که حرف جنگ دیگر در مذاکرات نباشد. دیپلماسی به کار آمد اما در یک مورد خاص و تنها درباره موضوع هسته ای و هیچ چیز دیگری در دستور کار مذاکره کنندگان نبود.
البته که برای تندروهای ایرانی دشوار است که به راحتی با آمریکا گرم بگیرند در حالی که بنیاد و شالوده جمهوری اسلامی بر اساس ضدیت با غرب و امپریالیسم گذاشته شده است. همچنین در ایالات متحده آمریکا نیز مقاومت جدی بر علیه عادی شدن روابط تهران و واشنگتن وجود دارد که بیشتر از جانب جمهوری خواهان و طرفداران دولت اسراییل و لابی های مربوط به آنها هدایت می شود.
موضوعات بسیاری وجود دارد که مورد اختلاف دو کشور است و سالها برای حل و فصل آنها وقت لازم است، اما به یقین بعضی از موضوعات پیش آمده تنها به مردم دو کشور آسیب رسانده و آنها را آزرده است که این موارد ربطی به دولتها واختلافات آنها ندارد.
برای آمریکایی ها موضوع گروگانگیری دیپلماتهایشان در ایران، بسیار حساسیت برانگیز است و برای ایرانیان کودتای سازمان سیا بر علیه دکتر محمد مصدق در سال ۱۹۵۳ که موجب سقوط دولت دمکراتیک وی و بازگشت محمد رضا پهلوی به سلطنت همچنان باعث عصبانیت ایرانیانمی شود. همچنین سرنگون کردن هواپیمای مسافربری ایران در آبهای خلیج فارس توسط ناو آمریکایی وینسن، از موارد تکان دهنده دلخراشی است که در سال ۱۹۸۸ باعث کشته شدن ۲۹۰ سرنشین این هواپیما شد. آمریکا هرگز مسئولیت پذیری از خود بابت این تراژدی غمناک نشان نداد و یا بابت آن عذرخواهی نکرد در مقابل ایران نیز هرگز به خاطر اشغال سفارت آمریکا و گروگان گرفتن دیپلماتها عذرخواهی نکرده است. هر زمان که مردم هر دو کشور با موضوعی در رابطه با این حوادث روبرو می شوند، واکنش آنها سریعتر از دولتهایشان و با حساسیت بسیاری همراه است.
دانستن این حساسیت ها با هدف بهبود روابط، مُلزم به این است که از انجام بعضی کارها و یا رفتارهایی که احساسات مردم را تحریک می کند اجتناب شود.
نزدیک به یکسال از به قدرت رسیدن حسن روحانی به ریاست جمهوری می گذرد و بعد از ماهها حدس و گمان درباره انتخاب ایشان در نمایندگی سازمان ملل متحد، آشکار شد که فرد مورد نظر رییس جمهور فردی است که در کنار گروگانگیران دیپلماتهای آمریکایی در تصاویر موجود حضور دارد.
حمید ابوطالبی کسی که ایران وی را دیپلماتی برجسته و با سوابق درخشان می داند، برای آمریکایی ها فردی است که با تروریستها ارتباط داشته است.
“اهمیتی ندارد که تروریست بوده یا نبوده و عضویت یک گروه تروریستی را داشته است، موضوع مهم این است که وی با تروریستها کار کرده و در عمل اشتباه آنها مشارکت داشته در اقدامی که بر علیه آمریکا و منافع ملی این کشور بوده است و قانون و رای کنگره آمریکا به ایران گفت که وی نمی تواند از امتیازات یک دیپلمات بهره مند بوده و به آمریکا بیاید.” آقای جان لیمبرت دیپلمات سابق آمریکا که در ایران به گروگان گرفته شده بود این را می گوید.
ایالات متحده آمریکا قویا از انتخاب ایران برای نمایندگی در سازمان ملل ابراز تاسف کرد و از دولت ایران خواست تا فرد دیگری را به جای ابوطالبی معرفی کند اما ایران این درخواست را رَد کرد.
انتخاب ایران دولت اوباما و حامیان وی را که طرفدار عادی شدن روابط با ایران هستند شوکه کرد و در عین حال آنها را مایوس نمود.
روحانی با دادن وعده بهبود سیاست خارجی ایران و روابط بین الملل و البته اوضاع اقتصادی این کشور به قدرت رسید. واضح و آشکار بود که این اهداف رییس جمهور ایران دور از دسترس و غیر قابل تحقق بود چنانچه که حل و فصل بحران پرونده هسته ای ایران در دستور کار قرار نمی گرفت و ایران لحن خود را با آمریکا تغییر نمی داد.
گامهای درست ایران موجب شد که ضرورت داشتن فردی قابل اعتماد در نیویورک که بتواند در جهت بهبود روابط تهران- واشنگتن گام بردارد، بیش از پیش احساس شود. فردی که بتواند با نمایندگان مجلس آمریکا و گروههای سیاسی این کشور آمد و شد پیدا کرده و رابط مناسبی بین رییس جمهور و ملاقات کنندگان باشد. بسیاری در آمریکا انتخاب حمید ابوطالبی را توهینی به مردم این کشور و به سخره گرفتن آمریکایی ها می دانند. ” ویزا به حمید ابوطالبی داده نخواهد شد” این را یکصدا سنای آمریکا، کنگره و پس از آن رییس جمهوراین کشور آقای اوباما اعلام کرد.

اما ایران دست بردار نبوده و به صورت رسمی شکایت خود را از دولت آمریکا تسلیم دفتر حقوقی دبیر کل سازمان ملل کرد که در این شکایت نامه، آمریکا متهم به زیر پا گذاشتن حقوق میزبانی سازمان ملل متحد شده است.
“شکایت از که و بر چه اساسی؟ این خنده دار است که یک سیستمی که خود حقوق بین الملل را نقض کرده و حرکت شرم آور گروهی دانشجو را که سفارت را اشغال و دیپلمات ها را به گروگان گرفته بودند، تایید می کند حالا سخن از حقوق بین الملل می زند! حکومت ایران مسئول حفظ امنیت دیپلماتهایی بود که دارای مصونیت دیپلماتیک بودند و به جای آن اجازه داد که دیپلملتهای آمریکایی ۴۴۴ روز گروگان گرفته شوند” جان لیمبرت می گوید.
برای آمریکایی ها پذیرفتن حمید ابوطالبی با مصونیت دیلماتیک در خاک کشورشان غیر ممکن است در وضعیتی که بحران گروگانگیری همچنان مانند یک زخم و موضوعی بسیار جدی بین دو کشور باقی مانده. اقای ابوطالبی دخالت در ماجرای گروگانگیری را رد کرده و نقش خود را در حد یک مترجم بین گروگانگیرها و گروههای مذاکره کننده با آنان می داند.
آقای جان لیمبرت می گوید که این درست است که آقای ابوطالبی سفیر ایران در آمریکا نمی شود اما این مقام در خاک ایالات متحده بالا ترین مقامی است که یک ایرانی می تواند در آمریکا داشته و از این کشور مصونیت دیپلماتیکی بگیرد و این مردم آمریکا هستند که وی را در خاک خود نمی پذیرند و دولت آمریکا تصمیمش تاثیر پذیر از خواست مردم است.
“دیپلمات ایران در سازمان ملل متحد در ارتباط مستقیم با مطبوعات آمریکا و احتمالا سیاستمداران آمریکایی خواهد بود. حتی اگر به ایشان ویزا داده شده و به آمریکا بیایند به خاطر گذشته اش هیچ آمریکایی حاضر نیست با او صحبت کند و جنجال حضورش به اعتبار کاری اش لطمه خواهد زد. نمی دانم چرا دولت ایران این فرد را انتخاب کرده است. شاید از پیشینه وی اطلاعی نداشته اند و شاید می خواسته اند آمریکایی ها را تحریک کنند؟‌” لیمبرت می گوید.

ایران و کشورهای غربی عضو گروه ۵+۱ به زودی در ماه می ( خرداد) در مقر سازمان ملل در نیویورک ملاقات خواهند کرد تا بحث های تکمیلی اشان را درباره توافقنامه نهایی بر سر برنامه هسته ای ایران ادامه دهند. مذاکرات مربوط به برنامه هسته ای ایران در مراحل نهایی خود برای به سرانجام رسیدن است و در این میان حسن قشقاوی معاون وزیر خارجه ایران روز پنجشنبه ۲۴ آوریل گفت:” ما گزینه دیگری بغیر از حمید ابوطالبی برای سازمان ملل نداریم.”
کِش و قوس ها بر سر حمید ابوطالبی نشان می دهد که به چه اندازه دو کشور احتیاج دارند تا به موضوعات و مشکلاتشان نیز در کنار بحثهای جدی و تکنیکی دیگر نیز بپردازند. موضوعاتی مانند گروگانگیری دیپلمات های آمریکایی و کودتا بر علیه دکتر مصدق باید مطرح شوند قبل از آنکه گامی جهت نزدیک شدن به یکدیگر بردارند. برای بعضی از مردم دو کشور زمان برای پوزش خواستن از یکدیگر فرارسیده است. آیا موضوع ابوطالبی می تواند تبدیل به فرصتی شود که دو کشور بابت گذشته از یکدیگر پوزش بخواهند؟

این نوشته من روز پنجشنبه اول ماه می در هفته نامه انگلیسی الاهرام به چاپ رسیده است.

توسط | ۱۳۹۴-۱۰-۲۸ ۱۹:۳۷:۰۹ +۰۰:۰۰ اردیبهشت ۱۲ام, ۱۳۹۳|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید