خودنمایی ها و سی و پنجمین سالگرد انقلاب

خانه/مقالات/خودنمایی ها و سی و پنجمین سالگرد انقلاب

خودنمایی ها و سی و پنجمین سالگرد انقلاب

تا کمتر از دو هفته دیگر انقلاب اسلامی ایران ۳۵ ساله می شود. هر سالی که از بهمن ۱۳۵۷ گذشته است، گفتنی ها و نوشتنی های بسیاری برای بررسی و مطالعه وجود داشته اشت. موافقان و مخالفان، امیدواران و نا امیدان، مشکلاتی که حل شده وو مشکلاتی که انبوه شده است.  کارگزاران سیاسی که کار آمد و کارگزارانی که نا کار آمد بوده اند. آنقدر گفتنی و خواندنی وجود دارد که در این فضای کوچک و محدود قابل گفتن و نوشتن نیست، اما موضوعی نوجهم را جلب کرد که در قامت این وب لاگ کوچک می گنجد و آن موضوع پُز دادن و چشم و هچشمی عجیبی است که به نظر می رسد در ده سال گذشته و شاید در دهه سوم انقلاب، بارزتر و عجیب رو به رشد بوده است. سرمایه دار هایی در ایران ظهور کرده اند که به یقین بسیاری از آنها نه سواد درست و حسابی دارند و نه معلوم است که پولها را از کجا آورده اند، مالیات می دهند یا نمی دهند و اصلا به چه دلیل توانسته اند بی حساب و کتاب میلیاردها تومان به جیب زده و بدتر از همه اخلاق و فرهنگ عمومی را نیز زیر پا بگذارند. من خاطرم  هست که فرهنگ اول انقلاب، فرهنگ مساوی بودن و یا ساده بودن بود و تقریبا همه مردم مشابه هم رفتار و زندگی می کردند. اگر کسی هم بسیار توانا و دارا بود، رعایت دیگران را می کرد و علاقه ای به پُز دادن زندگی و سر و وضع خود به دیگران نداشت. در سالهای اخیر و بخصوص بخاطر تحریمها همه می دانیم که مردم به چه وضع و حالی افتاده اند و توانایی ها برای داشتن زندگی متوسط کمتر و کمتر شده است. متاسفانه در سی سال اخیر نه تنها فاصله اغنیا و ضعفا کم نشده، بلکه اغنیای بسیاری به صف فقرا پیوسته و کوخ نشینان و کاخ نشینان به هم رسیده اند و در این میان عده ایبا ضد و بند کاخ نشین شده اند. کاخ نشینی که به مکیدن خون مردم حاصل شده است. گاو چرانی که امروز در تهران اتومبیلی را می راند که حتی مردم غربی  متمول نیز توانایی خرید آن را ندارند چه رسد به مردم فرهیخته و بی پولی که هشت شان گرو نه شان است و صبح تا شب به هر دری برای در آوردن لقمه ای نان می کوبند. من خاطرم هست که سالهای اول انقلاب چنانچه کسی اتومبیل گرانقیمتی هم داشت از خانه برون نمی آورد. اول آنکه روحیه انقلابی مردم داشتن تجملات را بر نمی تابید و دوم کمیته های انقلاب و سپاه به دنبال یافتن طاغوتی ها و درباری ها، در پی شکارهای خیابانی و مصادره اموال مردم، فرصتی برای استفاده از این خودرو ها به مردم نمی دادند. وضع مردم شهر تهران در سالهای قبل از انقلاب در حد متوسط و معتدلی بود اما امروز اختلاف طبقاتی نفس گیر است و من مانده ام که چطور ایرانیان مهربان و غمخوار به خود اجازه می دهند که با دارای های باد آورده خود، ثروتشان را به رُخ مردم اصیل و استخواندار شهر و دیار بکشند؟ دیروز عکس اتومبیل گرانقیمتی را در تهران دیدم که باورم نمی شد با دلار به این گرانی کسی بتواند چنین خودرویی را تهیه کند و بی پروا و بی خیال از این سو به آن سو رود در کشوری که می گویند انقلابی است و نظام عدالت و تساوی در آن برقرار است. من تصورم بر این است که اخلاق در بین مردم از بین رفته است و چشم و همچشمی بیماری ثروت باد آورده و بی اصل و نصبی است که به چنگ آورده اند. کاش همان روزهای اول انقلاب و جنگ بود و دروغ و ریا کم بود. قضاوت دوران پیش از انقلاب هم باشد با شما  د

توسط | ۱۳۹۴-۷-۱۴ ۱۶:۱۷:۱۳ +۰۰:۰۰ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید