عوامل بمب گذاری های اخیر کابل در حکومت یا در پاکستان هستند؟

خانه/مقالات/عوامل بمب گذاری های اخیر کابل در حکومت یا در پاکستان هستند؟

عوامل بمب گذاری های اخیر کابل در حکومت یا در پاکستان هستند؟

افغانستان، کشوری که آن را به خاطر مشکلات امنیتی، حضور شورشیان، قاچاق مواد مخدر و ترور خوب می شناسیم، ۴۴ سال پیش شباهتی به تصویر امروز خود نداشت.
کشوری در حال پیشرفت با جمعیت رو به رشد افراد تحصیلکرده و آرام بود که توسط محمد ظاهر شاه آخرین تاجدار افغانستان اداره می شد که توسط پسر عموی خود در ۱۷ جولای ۱۹۷۳ از قدرت ساقط شد.
بعد از این کودتا، کودتای دیگری به وقوع پیوست که کمونیستی بود و از سوی اتحاد جماهیر شوری سابق حمایت می شد تا رسیدن مجاهدین و مقاومت آنها بر علیه اشغال و گرفتن قدرت و پس از آن حضور و ظهور طالبان و القاعده که این کشور مصیب زده را در نوردید.
می دانم که وقتی مردم افغانستان از خانه برای کار و یا خرید و یا رفتن به مدرسه خارج می شوند، فاتحه خود را نیز می خوانند چرا که نمی دانند آیا بار دیگر به خانه باز خواهند گشت.
در این هفته های خون آلود و تازه از حملات تروریست ها بر علیه شهروندان عادی که خونیترین آنها ۳۱ ماه می بود، بیش از ۱۰۰ نفر از مردم کابل کشته و بیش از ۴۰۰ نفر زخمی شدند. بمبی که ببا یش از ۱۵ کیلو وزن و جاسازی داخل یک تانکر، کابل را لرزاند.

در خیابان پُر رفت آمد چهارراهی زنبق که منطقه دیپلماتیک کابل نیز محسوب می شود، امنیت بیشتری در نظر گرفته شده اما تروریست ها توانستند این خودروی بزرگ را تا قلب امنیتی ترین نقطه شهر برانند و هنگامی که نزدیک سفارت آلمان برای بازرسی متوقف شدند، چاره ای نداشتند بجز انفجار این تانکر و کشته شدن صدها انسان بیگانه.
بدنبال این فاجعه غم انگیز سه بمب گذار انتحاری دیگر خود را در مراسم تشیع یکی از جان باختگان در درگیری با پلیس در اعتراض به وضعیت امنیتی کابل، خود را منفجر کردند و تعداد دیگری کشته و شهید شدند.
به نظر می آید که دولت وحدت ملی افغانستان بایستی به عنوان دلیل اصلی این مشکلات و ناتوانی در اداره کشور مسئول شناخته شود. دولت انگشت اتهام خود را به سوی گروهی در پاکستان- شبکه حقانی- گرفت و آنها را مسئول کشتار مردم کابل نامید اما هیچ دلیل و شاهدی برای این ادعا آورده نشد.
امنیت در افغانستان از زمان شروع ریاست جمهوری اشرف غنی در دو سال و نیم پیش تا کنون بسیار شکننده شده است. آمار افزایش حملات انتحاری را در این دو سال و اندی نشان می دهد. در انتخاباتی که برگزار شد و در نهایت چیزی به غیر از یک تقلب سازمان یافته به نفع اشرف غنی نبود،این نتیجه توسط رقیب دیگر خود دکتر عبدالله پذیرفته نشد. هیچ چاره سیاسی دیگری برای رفع این اختلاف وجود نداشت بجز طرح تشکیل دولت وحدت ملی که قدرت را بین این دو فرد تقسیم و یکی رییس جمهور و دیگری رییس اجرایی دولت گمارده شود.

اشرف غنی، فردی که هرگز در افغانستان در تمامی دوران درگیری ها و جنگهای داخلی حضور نداشت، در زمان محدودی در دولت موقت حامد کرزی در سال ۲۰۰۳ میلادی به عنوان وزیر مالیه منصوب شده بود.
اینک به عنوان یک رییس جمهور، اشرف غنی فردی که با کمک پشتون ها با تقلب به ریاست جمهوری رسید، تنها کاری که در دو سال گذشته انجام داد، اخراج چهره های جهادی از ارتش و اداره امنیت افغانستان بوده است. افرادی که طالبان آنها را دشمن خود می دانند.
به جای این افراد، طالبان در پوشش و چهره پشتون های مشتاق بکار بدون آنکه مراحل دقیق بررسی پیشینه را بگذرانند جذب حساسترین مراکز دولتی شده اند. بسیاری از عملیات تروریستی ماههای اخیر بدون هماهنگی در بخش امنیتی امکان پذیر نبوده است. ( نمونه آن حمله به قول ارودی شاهین در بلخ و یا بیمارستان نظامی در کابل و اخیرا حمله به منطقه دیپلماتیک کابل)
در حقیقت تروریستها فرصتی را برای رخنه بدون آنکه شناسایی شوند یافته اند و جالب اینکه تاکنون نه کسی به خاطر این تخلفات اخراج و یا استعفا داده است.
به نظر می رسد که جامعه جهانی باردیگر باید در افغانستان دخالت کند قبل از آنکه دیر شود و درگیری ها چنان شدید شود که قابل کنترل نباشد و یک شبکه ترور مخوف دیگر در منطقه پا بگیرد.

این نوشته تحلیلی من در سایت سی ان ان به نشر رسیده است.

توسط | ۱۳۹۶-۴-۶ ۲۱:۴۴:۳۷ +۰۰:۰۰ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۶|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید