غواصان ایرانی که دست بسته زنده بگور شدند

خانه/مقالات/غواصان ایرانی که دست بسته زنده بگور شدند

غواصان ایرانی که دست بسته زنده بگور شدند

چند هفته ای است که خبر پیدا شدن پیکر ۱۷۵ غواص ایرانی که در عملیات کربلای ۴ هنگام جنگ ایران با عراق ، دست بدسته توسط نیروهای صدام حسین دفن شده بودند منتشر شده است. بهت و ناباوری یکسو است و خشونت کور و قصاوتی که بر اسیران جنگی رفته است یکسوی دیگر این ماجرا. جنگ عراق با ایران ۲۷ سال پیش خاتمه یافت و آن روزها نه اینترنتی بود و نه دسترسی موثر و دقیقی به اطلاعات که جنایات جنگی از این دست بر ملا شود و مورد تحقیق قرار بگیرد.
از برخی از اسرای آزاد شده شنیده بودم که چطور آنها را در خیابانها دست بسته می گرداندند و مردم عراق سنگ و چوب و هر چه دیگر که در دسترسشان بود به سر و بدن اسرای ما می کوبیدند و برخی از شدت جراحات در جا کشته می شدند. راوی ها هنوز زنده هستند و هنوز می دانیم که تعداد بسیاری از اسرای جنگ مفقود شده اند و به عبارتی دیگر صدام حسین آنها را سر به نیست کرده است اما کمیته تحقیق و حقیقت یابی هنوز تشکیل نشده و ایران نتوانسته خسارت جنگ را دریافت و نه و ادعای جنایت جنگی را در هیچ دادگاهی مطرح کند.
امروز که می بینیم نیروهای داعش که از بی صفت ترین و وحشی ترین انسانهای کره زمین تشکیل شده اند چنین مردم عراق و سوریه را با چنان کراهتی سر می برند و آتش می زنند و زنده دفن می کنند و زنانشان را مورد تجاوز قرار می دهند، نگاه که می کنم می بینم عراقی ها هم کمتر از این با مردم ما نکردند. شرارت داعشی ها در مقابل آنچه که صدام حسین با رزمندگان ما و کُردهای کشورمان کرد، چندان تفاوتی ندارد اما امروز ما نمی خواهیم درباره آن صحبت کنیم و به یادش آوریم.

من به یاد دارم که بعضی از اسرای عراقی را برای نماز جمعه به دانشگاه تهران می آورند و روزهای جمعه به آنها چلوکباب هم می دادند، هرچند که این کارها تبلیفاتی بود اما خبری از شکنجه و زنده دفن شدن هم نبود. جنگ که تمام شد بسیاری از آنها درخواست پناهندگی کردند و یا به کشورهای سوم درخواست مهاجرت دادند چرا که فرهنگ خشونت بار کشورشان و مجریان حکومتی اشان را خوب می شناختند و از برگشت به کشورشان وحشت داشتند. اما بسیاری از جوانان ما باز نگشتند و همچنان مفقود مانده اند و کسی نیست که بپرسد بر سر آنها چه بلایی آمد، چون سیاست در نپرسیدن است.
امروز جدای از آنچه که دخالت ایران در منطقه و بسط نفوذ سیاسی خوانده می شود، ایرانی ها در کنار عراقی ها مشغول به جنگ با داعش هستند چرا که عراقی ها به تنهایی امکان رو در رویی با داعش را ندارند. همان مردمی که غواصان ما را دست بسته زنده بگور کردند امروز نیازمند کمک مردم ما و نیروهای مسلح ایران هستند اما از سوی دیگر به داخل کوچه و بازار عراق که می روید شهروندان عادی این کشور، ایرانی ها را مسئول نابودی و ویرانی کشورشان می دانند و نظری درست در مقابل سیاستمدارانشان دارند. رابطه دو کشور خوب است چرا که زوار ایرانی برای زیارت عتبات عالیه به نجف و کربلا می روند و پول خرج می کنند و راه عبورشان نیز از میدان های عملیاتی است که همچنان استخوانهای جوانان ما در زیرشان دفن است. مستشاران نظامی ایران مجانی به نیروهای عراقی آموزش نظامی و تجهیزات می دهند پس ایران خوب است. اگر فردا روزی ایران کمک مالی و نظامی خود به عراق را قطع کند بعید نیست که اینبار زوار ایرانی را با اتوبوسی که سوارشان هستند زنده دفن کنند. من نمی گویم که کینه ای باشیم. می گویم هشیار باشیم.
چه زمانی از تاریخ و وقایعی که بر این کشور گذشته است می توان عبرت گرفت؟ و فردوسی بزرگ قرنها پیش حکیمانه به ما آن را گوشزد و پندمان داده است به:
جهاندار پیروزگر یاد باد
سر بخت دشمن نگونسار باد
از این پس همه کینه باز آوریم
جهان را به ایران نیاز آوریم.

توسط | ۱۳۹۴-۸-۱۸ ۲۲:۱۴:۴۵ +۰۰:۰۰ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۴|مقالات|۲ بدون نظر

۲ نظر

  1. omid ۲۲ خرداد ۱۳۹۴ ۶:۴۴ ق.ظپاسخ

    ایران هیچ خصومتی با سرزمین یا ملت عراق ندارد، جنگ ایران با داعش ادامه همان جنگ با صدام و حزب بعث است، داعش نیز مانند صدام آن روز توسط قدرتهای بزرگ که دولت آمریکا در رأس آن است حمایت می شود. اگر فتنه داعش در عراق یا سوریه خشکانیده نشود و آنان قدرت یابند، سوغات ترور و مرگ برای همه همه کشورها هدیه خواهند برد. داستان مبارزه ایران با داعش و سایر گروه های تروریستی یه جورهایی مانند مبارزه ایران با مواد مخدرکه از افغانستان به همه جهان ترانزیت می شود است، ایران به تنهایی بار مبارزه با گروه های تروریستی و قاچاق بین المللی مواد مخدر را می کشد اما قدرتهای فرامنطقه ای فقط نشسته اند شعار می دهند و علیه ایران قطعنامه صادر می کنند.

  2. omid ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ۵:۵۴ ب.ظپاسخ

    این روزا خبر اومدن ۱۷۵ شهید غواص همه جا پیچیده و هرکسی یه جورایی منتظرِ تا یه دیداری با اونا داشته باشه.
    ۱۷۵ پیکر که مربوط به حدود ۳۰ سال پیشه و الان فقط از اونا چند تکه استخون باقی مونده. ولی این استخونا، اگه صاحباشون سالم وزنده هم بودن هیچکدوم از اونا رو کسی نمی شناخت با این حال اونقده گرم و صمیمین که آدم فکر میکنه با تک تک شون دوست بوده و الان زنده اند و داره باهاشون صحبت می کنه. احساس می کنی توی یه جشن بزرگ که همه حضور دارن، تو خودت تنهای تنها داری با یکی یکی شون درد دل می کنی.
    ۱۷۵ شهید، ۱۷۵ پیکر استخوانی که قبل از به دنیا اومدن خیلی از ماها، روح شون از این دنیا پرکشید، با این حال اونقدر اونا رو با خودت آشنا و صمیمی می بینی که فکر می کنی از زنده ها هم احساسی تر و عاطفی ترند.
    راستی این استخونا چقدر به آدم شور و حرارت میدن انگار اونا زنده ان و ما مُردیم و داریم از اونا زندگی و حیاط می گیریم. یادمون باشه اینا نمردن اینا شهید شدن شهیدهم همیشه زنده است، دلیلش هم این همه عشق، شور و انرژی است که آدم از با اونا بودن احساس می کنه.
    * * *
    مرغای دریایی عشق! چطوره حالِ بالتون؟
    موجای اروند اومدن بازم به استقبالتون
    ماهیا باخبر شدن که عشقه ناموسِ شما
    یکی یکی با احترام میان به پابوسِ شما
    دریا خرابتون شده، بدجوری مجنون میزنه
    حالِ شما رو دیده و نبضش پریشون میزنه
    موجا نفس کم میارن پا به پاتون شنا کنن
    یه خورده آروم تر برید که لااقل نیگاکنن

نظر بدهید