فراکسیونی از بیکاران به نام دلواپسان

خانه/مقالات/فراکسیونی از بیکاران به نام دلواپسان

فراکسیونی از بیکاران به نام دلواپسان

ما دلواپسیم…. حتما پس از این نام فراکسیون جدیدی خواهد بود متشکل از بیکاره هایی که کاری ندارند بغیر از مخالفت با کارهای حسابی که به نفع مردم است. اگر خیلی دلواپس بودند، نمی گذاشتند سَد سیوند آب اندازی شود که رطوبت تمام تخت جمشید را بگیرد و آرامگاه کوروش و میراث باستانی کشور را تهدید کند.
اگر دلواپس بودند، نمی گذاشتند بناهای باستانی یکی بعد از دیگری برای برج سازی و ساختمانهای بی شاخ و دُم ویران شود و سرای دلگشا در بازاربزرگ را نجات می دادند.
اگر دلواپس بودند، آرامگاههای باستانی در ابن بابویه را ویران نمی کردند و میراث فرهنگی را پاس می داشتند و چرا راه دور برویم…. جلوی ساخت پارکینگ و خط مترو در جلوی تاتر شهر را می گرفتند.
دلواپس توافقنامه هسته ای هستند که مبادا به ضرر آنهایی تمام شود که سالیان سال است از این خوان پُر نعمت مال و منالی به هم زده اند و از برکت بازار سیاه مردم را به خاک سیاه نشانده اند.
تمام نا اهلان شده بودند دلار فروش و قاچاقچی ارز و مردم با سواد و با خِرد، عَمله اهل نابخرد. چرا آن روزها دلواپس نشدید که دیدید کسانی توانایی خرید اتومبیل های یک میلیارد تومانی را پیدا کرده اند و عده ای دیگر به زیر خط فقر فرو افتاده اند؟ چرا کسی نمی پرسد که چنین دارایی هایی از کجا آمده و آیا گِرد آورندگان از راه قانونی و پرداخت مالیات آن را کسب کرده اند یا خیر؟ برای تمامی این بدبختی ها و مصیبت ها کسی نیست که دل بسوزاند و یا برایدستگاه موسیقی تار ایران که آذربایجان آن را به نام خود در یونسکو ثبت جهانی کرد و حالا می روند در سفارت آمریکا می نشینند و ابراز نگرانی از این می کنند که شاید قرار است وضع مردم کمی بهتر شود و قدرت خریدشان بالا برود.
خون ما که به جوش می آید، کاری نمی توانیم بکنیم و نهایت کارمان در حد نوشتن ۴ خط است که آیا کسی بخواند و یا نخواند. اگر در ایران هم بودیم، مسلم است که به ما نه امکان نگران بودن می دادند و نه امکان اعتراض کردن را که همان بَس که دیدیم معترضین به خشک شدن دریاچه ارومیه را زدند و گرفتند و بردند.
اما کمی دلمان خُنک شد که حداقل آقای روحانی بالاخره چیزی گفت. “اگر که تعامل نکنیم پس چه کنیم؟ به روی دنیا خنجر کشیده و با همه بجنگیم؟”
البته یک راه چاره هم برای این همیشه مخالفان و دلواپسان وجود دارد: خودکشی دسته جمعی کنند و یا بروند گوشه دیگری از دنیا نزدیک قطب و یا در صحرای سینا ساکن شوند. دلواپسی ما از این است که این عده بیمار، که کارشان بر هم زدن شهر و آرامش مردم است، مردم را، تاریخ را، فرهنگ و ادب را به نابودی بکشانند. دلواپسی ما بابت وجود آنها است که همانطوری که ازعان دارند، بی سوادند!

توسط | ۱۳۹۴-۷-۸ ۱۸:۱۷:۰۷ +۰۰:۰۰ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۳|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید