مردی که محبوب ایرانیان است: مولوی عبدالحمید.

خانه/مقالات/مردی که محبوب ایرانیان است: مولوی عبدالحمید.

مردی که محبوب ایرانیان است: مولوی عبدالحمید.

آقای روحانی هفته پیش به سیستان و بلوچستان رفته بودند و در مقابل جمعیتی که برای استقبال ایشان رفته و تشویقشان می کردند گفتند:” ما ایرانی درجه دو نداریم. تمام ایرانیان با هم برابرند.” روحانی از بزرگان اهل سنت و شیعه و مردم خوب سیستان و بلوچستان برای تلاشهایی که در نجات جان سربازان ربوده شده انجام دادند تشکر کرد اما نام کسی را که بیشترین نقش را در این بین داشت نبرد. کسی که تلاشهای او سربازان ربوده شده توسط گروه جیش العدل را به خانه آورد: مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان.
در حالی که تمام کشور هم صدا از مولوی عبدالحمید در فضای مجازی تشکر می کردند، بسیاری از تندروها در داخل حکومت از حسادت و ناخرسندی محبوب شدن این امام جمعه اهل سنت، صورت تُرش کرده و ناراضی بودند. یک شبه هنگامی که خبر میانجیگری مولوی عبدالحمید پخش گردید و تلاشهای خیر خواهانه او برای مردم روشن شد، وی به یکباره تبدیل به محبوب ترین شخصیت ایران گردید.
در ناامن ترین منطقه ایران، سیستان و بلوچستان، جایی که ایران مرزهای مشترک با پاکستان و افغانستان دارد، تامین امنیت اگر که نا ممکن نباشد، بسیار دشوار است. تامین امنیت دشوارتر شده چرا که حکومت ایران به مردم محلی اعتماد چندانی ندارد تا به آنها این اجازه و فرصت را بدهد که در تامین امنیت نقش داشته باشند. ۳۵ سال از انقلاب گذشته اما این منطقه همچنان در محرومیت، فقر و تبعیض بسر می برد و مشکل امنیت همواره به عنوان بهانه و عاملی استفاده شده تا نهادهای امنیتی و سپاه پاسداران حضور گسترده ای در این منطقه داشته باشند. حضور این نیروهای غیر بومی به حساستهای مردم افزوده و زمینه را برای بروز تنش های بیشتر مهیا کرده است.
آشکار است که وقتی گروه، قوم و یا مذهبی در یک کشور مورد تبعیض قرار گیرند و حقوق طبیعی شهروندی از آنها سلب و یا به آنها فرصتهای برابر داده نشود، این افراد رو به خشونت خواهند گذشت.
آقای روحانی مقابل این افراد ایستاد و از آنها به خاطر همکاری اشان در آزادی سربازان گروگان گرفته شده تشکر کرد و با آنها از حقوق مساوی شهروندان سخن گفت اما علیرغم آنچه که وی گفت رییس جمهور نتوانست فردی سنی مذهب را در کابینه وزای خود داشته باشد.
آمار نشان می دهد که مردم سیستان و بلوچستان به طور گسترده و همه گیر در انتخابات ریاست جمهوری به نفع حسن روحانی شرکت کرده بودند. روحانی به آنها وعده داده بود که شهروندان حقوقی مساوی داشته و فارق از مذهب و قومیت از نیروهای کارشناس در دولتش استفاده کند. نه تنها رییس جمهور موفق نگردید تا موافقت تندروها را برای داشتن وزیری سنی مذهب در کابینه بدست آورد، بلکه حتی نتوانست یک بلوچ را به فرمانداری این استان منصوب کند. روحانی خطاب به جمعیتی که برای استقبال وی آمده بودند گفت که در ایران شایسته سالاری حاکم است و بین ایرانیان هیچ تفاوتی وجود ندارد.
آیا بایستی قبول کرده و بپذیریم که در بین جمعیت ۱۰ درصدی اهل تسنن ایران، هیچ فرد شایسته و تحصیل کرده ای وجود ندارد تا بتواند عضو کابینه شود؟ در مورد استاندار چطور؟
سیستان و بلوچستان به عنوان یکی از محرومترین استانهای ایران شناخته شده است و به نظر می رسد که رسیدگی به این منطقه و توسعه آن یک ریسک برای حکومت شیعه ایران باشد. صاحبان قدرت در ایران در خفا سنی مذهب های منطقه جنوب شرق را متهم به تبانی و حمایت از گروههای مسلح تندرو می کنند و از این بابت همواره نگران نفوذ و اخلال این گروهها به دیگر نقاط کشور هستند. اگر این افراد شغلی داشته و زندگی اشان در آرامش و آسایش بگذرد و سهمی از ثروت کشور برده و مانند شهروندان دیگر شاهد رشد و توسعه استانشان باشند، چرا باید با گروههای تروریستی، مسلح و جدایی طلب همکاری کنند و یا اجنبی ها بتوانند آنها را مزدور خود کرده و تحت نفوذ قرار دهند؟
نگاه داشتن این افراد در فقر و نظارت آنها توسط افراد منصوب حکومت و غیر بومی، هرگز به آنها این حس را نخواهد داد که پاره ای از اجتماع و جزیی از مردم کشور هستند.
مردم سیستان و بلوچستان به اندازه کافی به خاطر همجواری با پاکستان و افغانستان دردسر دارند و مشکلاتشان به دلیل فقر، محرومیت و مواد مخدر و وجود گروههای مسلح شورشی نظیر جیش العدل و جندالله که تمامی زایده نبود اعتماد و بی توجهیدولت مرکزی است، بیشتر نیز شده است.
در موارد دیگر که سربازهای ایرانی ربوده شده بودند هیچیک زنده به ایران باز نگشتند و گروههای شورشی بی رحمانه آنها را به قتل رساندند. در مورد اخیر هنگامی که سربازان مرزی ربوده شدند دولت رو به مردم محلی برای کمک آورد و از آنها خواست تا مشکل را حل کنند. این درخواست کمک نتیجه داد و افراد صاحب نفوذ محل را به تکاپو برای میانجی گری انداخت به جای آنکه طبق معمول از قوه قهریه استفاده شود و از خشونت صحبت به میان بیاید گفتگو و میانجی گری نتیجه داد.
ما- ایرانی ها- منتظر بودیم تا مولوی عبدالحمید را ایستاده در کنار حسن روحانی در روز سه شنبه و در مراسم استقبال و خوشامدگویی ببینیم. ما می خواستیم تا به او نیز گوش کنیم و برای او نیز بابت عمل انسان دوستانه ای که برای سربازان میهن انجام داده بودابراز احساسات کنیم. گفته می شود که سخنرانی خوشامد گویی مولوی عبدالحمید لغو گردید و حتی دوربین تلویزیون سراسری او را در هیچ گوشه و کناری در اطراف رییس جمهور نشان نداد چرا که می خواستند بیش از این برای او تبلیغ نشود. او احتیاج به تبلیغات تلویزیونی ندارد. ایرانی ها می دانند که مولوی برای کشور و برای مردم فارق از تعلقات قومی و مذهبی چه کرده است و از او به این خاطر قدردان و سپاسگزار هستند.

این نوشته من روز شنبه ۱۹ آوریل در روزنامه شرق الاوسط به انگلیسی و عربی به چاپ رسیده است.

توسط | ۱۳۹۴-۷-۸ ۱۸:۵۳:۰۵ +۰۰:۰۰ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۳|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید