نابغه ایران مریم میرزاخانی، نوبل ریاضیات گرفت

خانه/مقالات/نابغه ایران مریم میرزاخانی، نوبل ریاضیات گرفت

نابغه ایران مریم میرزاخانی، نوبل ریاضیات گرفت

در حالی که آقای قالیباف- شهردار تهران- مشغول بسط دادن فکر بیمار خود در جدایی سازی جنسی در شهرداری تهران است و عده ای نماینده مجلس نیز که بر سر اتفاق و بخت بلند، نماینده معلوم نیست کی و از کجا در مجلس شده اند، مشغول بررسی طرح بسیار علمی و واجب تر از نماز و روزه شهردار هستند، عده دیگری از آنها نیز مشغول طرح و تصویب تجسس در زندگی شخصی مردم اند ; اجازه وازکتومی، تبکتومی! و در مجموع این دو موضوع – زنانه مردانه کردن خیابان ها و جراحی کردن یا نکردن مردم – در هفته های اخیر جزو مهمترین مسایل کشوری ایران بوده است!
این وضع کشور ما است و کمترین اهمیتی ندارد که نخبه های کشور، از سر درد و بی توجهی عطای کشور را به لقایش ترجیح می دهند و می روند آنجایی که افتخار است، آزادی است،‌ آرامش است و زن و مرد بودن و حجاب داشتن و نداشتن منافاتی با خدمتی که به بشریت خواهند کرد نخواهد داشت.
ابتدا بایستی از مریم میرزاخانی و افتخار علمی بزرگی که در رشته ریاضیات کسب کرده می نوشتم و به وی تبریک می گفتم. خبری که سراسر رسانه های دنیا را فرا گرفته و باعث ایجاد غرور و سربلندی فراوان برای یکایک ایرانیان شده است، اما اول باید از وضع اسف بار کشور می گفتم. پرفسور مریم میرزاخانی ۳۸ ساله استاد دانشگاه استانفورد آمریکا اولین زن برنده ‘ مدال فیلدز’ معتبرترین جایزه ریاضیات در جهان که نوبل ریاضیات نیز نامیده می شود اعلام شد.
مریم عزیز ما در ایران به دنیا آمده و تحصیل کرده است و قبل از عزمیت به آمریکا در دو المپیاد بین المللی ریاضی مدال طلا بدست آورده بود و اولین دانشجویی بود که تحصیلات خود در دانشگاه صنعتی شریف را با اخذ عالی ترین درجه تحصیلی در ریاضیات به پایان رساند. نابغه مسلم ریاضیات ایران پس از آن برای گرفتن دکترا به دانشگاه هاروارد آمریکا رفت و اینک نیز در برجسته ترین دانشگاه علوم ریاضی آمریکا پرفسور و مشغول تحقیق و تدریس است.
صبح که به مهاجرت نوابغ کشور فکر می کردم، دلم ابتدا گرفت که چرا ایران عزیز ما همچنان در خم جهالت عده ای مانده است و استعدادهای درخشان ناگزیر به ترک ایران هستند. اما اگر خانم میرزاخانی از ایران نمی رفت چه سرنوشتی داشت؟ روزمره گی دامان وی را نیز می گرفت و از خدمت به بشریت نیز باز می ماند. مانند آثار تاریخی ایران در موزه های بزرگ جهان که دیدن آنها نه تنها موجب رنج من نمی شود، بلکه خوشحال می شوم که می بینم شاهکارهای فرهنگ و تاریخ ایران در جایی امن و با حفظ قدر و شان آنها، به خوبی نگهداری شده و تهدیدی نیز برای تخریب آنها وجود ندارد.
مادامی که بینش خشک و افراطی مذهبی در ایران حاکم است و حق شهروندی و رفاه عمومی و آزادی های فردی و اجتماعی به مردم بازگردانده نشود، مریم های بسیاری از ایران خواهند رفت تا در گوشه دیگری از جهان در آرامش و به دور از هیاهوهای داخلی منشا خدمت به بشریت باشند.

توسط | ۱۳۹۴-۹-۱۹ ۱۹:۲۴:۰۰ +۰۰:۰۰ مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۳|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید