وعده های بر آورده نشده آیت الله- ۳۵ بعد از انقلاب

خانه/مقالات/وعده های بر آورده نشده آیت الله- ۳۵ بعد از انقلاب

وعده های بر آورده نشده آیت الله- ۳۵ بعد از انقلاب

قول برق و آب مجانی داده شده بود و پرداخت نقدی سهم فروش نفت در هر ماه. توقع مردم این بود کخ در تخت خوابهای نرم و گرمشان زمستانها استراحت کنند و تابستانها زیر کولر خنک باشند و هیچ کاری نکنند بغییر از خرج سهمیه فروش نفت و خوردن چلوکباب! بیشتر مردم در اعتراضات فریاد می زدند، مرگ بر شاه و مرگ بر آمریکا.

آیت الله خمینی این وعده ها را به آنها داده بود که برق مجانی شود و سهم فروش نفت به مردم پرداخت شود.

من ۶ سال داشتم که انقلاب صورت گرفت و به خوبی به یاد می آورم که در سالهای اول انقلاب در دوره دبستان، بیشتر شبها برق قطع بود و من تکالیف مدرسه را زیر نور شمع و یا لامپهای کم نور روشن شده از ژنراتور کوچک تولید برق می نوشتم.

در سرمای زمستان، در راه برگشت از مدرسه، مقابل فروشگاه نفت فروشی توقفی می کردیم تا جایی برای دوستان و فامیل نگاه داریم. دبه ها و پیت های نفت مردم، صف طولانی را مقابل فروشگاه شکل داده بود و بعضا پدر من از بازار آزاد شبانگاهان نفت سوخت بخاری های خانه و گازوییل برای شوفاژهای کم رمق را تهیه می کرد. مردم برای خانه هایشان سوخت می خواستند، و کم بود همه چیز بود. از لوازم التحریر مدرسه گرفته تا این واقعیت دردناک که انقلاب اسلامی باعث شده بود، تمام دنیا را رو بروی ایران بسیج کرده و تحریمهای آمریکا و پس از آن جنگ با عراق به مشکلات بیافزاید.

 

اینک فقر، بیکاری و تورم و هزینه بالای زندگی ، موضوعاتی است که بیشتر مردم از آن سخن می گویند. به گفته بانک مرکزی ایران، نرخ تورم در ماه ژانویه گذشته ( دی ماه) ۳۸.۴ اعلام شد. دولت ۱۵ میلیون نفر ایرانی را واجد شرایط دریافت سبد کالاهای اساسی که به رایگان توزیع می شود دانست و آنها را جزو گروهی که زیر خط فقر هستند طبقه بندی کرد.

در دوره پس از انتخابات جنجال برانگیز سال ۲۰۰۹ میلادی، پس از ضد و خورد شدیدی که در خیابانها توسط گروه های وابسته به نظام با مردم معترض انجام گرفت، مهدی کروبی یکی از کاندیداهای معترض گفت که چنین برخورد شدیدی با مردم حتی در دوره شاه نیز سابقه نداشته است.

خواسته های مردم در ۳۵ سال گذشته که شامل برابری، عدالت و آزادی بود هنوز نیز تحقق پیدا نکرده است و تعداد بسیاری از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی در زندانها هستند. نه تنها آب و برق مجانی نگردید، بلکه قیمتها نسبت به در آمد مردم بسیار بالا رفته و بسیاری توانایی پرداخت مصارف آب و برقشان را ندارند.

دیگر در شهرهای بزرگ ایران بیشتر خانه ها از گاز برای گرم شدن استفاده می کنند، اما در این زمستان سرد برای گرم کردن خانه ها با مشکل مواجهند: گاز و آب و برق ارزان نیست!

هنوز دولت ایران برای برق و آب و بنزین مصرفی سوبسید پرداخت می کند و آنچه که مردم می پردازند همچنان بسیار کمتر از قیمت اصلی آن است اما چه می توان کرد که بنیه اقتصادی خانوارها ضعیف است و با شنیدن خبر احتمال حذف یارانه ها و سوبسید های سوخت، به شدت آزرده شده اند. چند روز پیش به برنامه فارسی رادیو بی بی سی گوش می کردم که شنونده ای از ایران برای آنها پیام گذاشته بود. وی درباره شرایط سخت زندگی خود در تهران می گفت و از یارانه ای که اندکی از بار خرج خانگی وی می کاست و نگران قطع سوبسید سوخت بود و ناتوانی اش در پرداخت قبض های بالا بلند. وی در پیام خود گفت که اگر این یارانه ها قطع شود، وی توانایی زندگی کردن را نخواهد داشت.

انقلاب اسلامی ایران به زودی ۳۵ ساله خواهد شد. برنامه هسته ای ایران که یکی از مناقشه برانگیزترین موضوعات بین المللی بود و به عنوان خطری برای صلح و امنیت جهانی تعبیر می شد، با توافقات اخیر ایران توانست تا اندازه ای از هیاهوی اطراف آن بکاهد. در ده سال گذشته ایران با دشواری های بسیاری بخاطر اعمال تحریمهای بین المللی روبرو شد اما تصمیم سران حکومت بر این بود که برنامه هسته ای خود را ادامه بدهند و همچنان به صلح آمیز بودن آن تاکید کنند. به هر دلیلی که این برنامه بایستی ادامه پیدا می کرد، ساخت و ادامه آن میلیاردها دلار برای ایران هزینه در بر داشت. هزینه های مستقیم ساخت پروژه ها به کنار، تحریم ها باعث شد که مردم و دولت برای دسترسی به منابع و احتیاجاتشان، از بازار آزاد مایحتاج خود را به دهها برابر قیمت اصلی تهیه نمایند.

هزینه زندگی در ایران نجومی شد و سر به فلک زد و چاره ای نماند بغییر از آنکه بر سر این برنامه و رههای برون رفت از بن بست به مذاکره بنشینند. طبق توافقهای بعمل آمده برنامه هسته ای ایران تا اندازه ای محدود شده است اما توافق بدست آمده هچنان موقت و بعد از شش ماه از امضای آن بار دیگر برای بدست آوردن توافقی نهایی بایستی به مذاکره بنشینند.

 

به گمان من، در دو مورد مردم ایران از انقلاب تا کنون شادی بزرگ و ملی داشته اند. یکی زمانی که آیت الله خمینی با قبول قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت و ایجاد آتش بس با عراق موافقت کرد و به هشت سال جنگ خانمانسوز پایان داده شد و دیگری هنگامی که توافق هسته ای با غرب به امضا رسید- نوامبر سال گذشته میلادی.

برای بسیاری از ایرانیان، امضای این توافقنامه به معنای پذیرفته شدن ایران در جامعه بین الملل بعد از گذشت ۳۵ سال از انقلاب ایران بود.

شادی جمعی باعث شده بود که مردم تا ساعتهای اولیه بامداد روز ۲۴ نوامبر گوش به شبکه های اطلاع رسانی برای شنیدن این خبر خوش داشته باشند. این خبر به آنها می گفت که بین جنگ و صلح، کدام گزینه انتخاب شده است. به نظر آمد که رهبر ایران، آیت الله خامنه ای به تیم مذاکره کننده این اختیار را داده بود تا در شرایطی محدود کردن برنامه هسته ای ایران را در قبال برداشتن تحریمها از روی ایران بپذیرند.

به دلیل تحریمها، تولید نفت ایران نسبت به سالهای اخیر، به یک سوم رسیده است و اوپک، برای جبران خلاء تولید ایران، با افرایش تولید عربستان سعودی و عراق، در دو سال اخیر سهمیه ایران را کم و به این ترتیب کمبود نفت در بازار را جبران کرده است.

زمانی نه چندان دور، کشور ثروتمند ایران با ذخایر بزرگ نفت و شاهی جاه طلب که می خواست ایران را در آینده ای نزدیک تبدیل به یکی از قطبهای صنعتی جهان نماید، اینک در نقطعه ای است که مردم آن برای رفع تحریمها شادی می کنند.

در حال حاضر چنان مشکلاتی در ایران برای گذران زندگی روزمره وجود دارد، که خانوارها فکری به غیر از پرداخت قبوض و مخارج و سیر کردن شکم فامیل خود را ندارند. ایران کشور دارا و ثروتمندی است. دومین ذخایر گازی جهان در ایران است و در داشتن ذخایر نفتی جهان رتبه سوم را دارد، اما این ثروت بزرگ هنوز باعث خوشبختی و آرامش مردم کشور نشده است.

امروز تهران جزو آلوده ترین شهرهای جهان است، در کنار آن اهواز و اصفهان و همدان و اراک نیز بی بهره نمانده اند. یکی از نمایندگان مجلس ایران که عضو کمیسیون محیط زیست است به خبرگزاری ایسنا گفت که سالیانه ۴۰۰۰ هزار نفر بر اثر بیماری های مربوط به آلودگی هوا می میرند.

صندوق بین المللی پول در گزارش سال ۲۰۰۹ خود آورده بود که ایران در صدر جدول فرار مغزها قرار دارد و در این گزارش خبر از خروج سالیانه ۱۵۰ تا ۱۸۰هزار نفر از فارق التحصیلان ممتاز ایرانی به کشورهای غربی می داد که این خروج معادل خروج ۵۰۰ بیلیون دلاری سرمایه از کشور تلقی می شود.

جمعیت کشور به دو برابر و بلکه بیشتر در ۳۵ سال اخیر افرایش یافته است و تعداد افرادی که از دوره شاه خاطره دارند روبروز کمتر می شود. برای نسل جدید، افرادی که در انقلاب کودک بوده و یا پس از آن به دنیا آمده اند، داستانهای قبل از انقلاب غیر واقعی و ایده آل به نظر می آید و نمی دانند چرا پدرها و پدر بزرگ های آنها انقلاب کردند. زندگی مردم بیشتر روزمره شده است و طبقه متوسط رفته رفته کوچگتر شده و شکاف بین ثروتمند و فقیر بیشتر شده است.

زمان هرگز به گذشته باز نمی گردد، با وجود تمامی کمی ها و کاستی ها آنچه که مردم از حکومت می خواهند تغییراتی است که به موجب آن خواست و رفاه مردم در اولویت قرار بگیرد. ۲۴ نوامبر، نقطه آغازی برای ایجاد تغییرات در فکر حکمرانان ایران بود. تردیدی وجود دارد که سی پنجمین سالگرد انقلاب ایران سال مهمی برای ایران خواهد بود. سالی که رابطه ایران با آمریکا بهبود خواهد یافت و شاید موقعیت های بیشتر و قابل لمسی برای حضور بین المللی ایران مهیا شود.

برای مردم خسته از تحریمها، ۳۵ سال پس از انقلاب ایران، آغازی خواهد بود برای زمانی که به امنیت فکر و خیال شبها به خواب بروند. دغدغه بزرگ، واهمه از جنگ بود و اینک تنها دغدغه نان است.

 

این مقاله من به انگلیسی در سایت الجزیره به چاپ رسیده بود که برای شما خوانندگان محترم به فارسی برگردانده ام.

توسط | ۱۳۹۴-۷-۹ ۱۷:۵۳:۵۹ +۰۰:۰۰ بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۲|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید