چهره ای آشنا برای بهبود روابط تهران و ریاض

خانه/مقالات/چهره ای آشنا برای بهبود روابط تهران و ریاض

چهره ای آشنا برای بهبود روابط تهران و ریاض

از سال ۲۰۰۰ میلادی که ایران را ترک کرده ام، زمان بسیاری را در کشورهای عرب منطقه گذرانده و حشر و نشر با این مردم تا اندازه ای من را با دلایل احتیاطی که اعراب سیاستمدار در نزدیک شدن به ایران دارند آشنا ساخته. فرهنگ ایرانیان به اینگونه است که آنها درباره موضوعات مختلف به صورت مستقیم صحبت نمی کنند و عادت دارند که غیر مستقیم منظور خود را برسانند. برای دیگران فهمیدن فکر ایرانیان از ورای لایه های مختلفی که منظور در آنها پیچیده شده و یا نحوه بیانشان کاری دشوار است. هنگامی که این فرهنگ وارد سیاست نیز شود، موضوع پیچیده تر خواهد شد.
کشورهای قدرتمند عرب مانند عربستان سعودی به نظر می آید که برای فهمیدن فکر حکومت ایران دچار مشکل باشند چرا که سیاست خارجی ایران از زمان انقلاب ۱۹۷۹ همواره دستخوش تغییر بوده است.
خصومت و دشمنی بین ایران و آمریکا چیزی است که برای کشورهای حاشیه خلیج فارس عادی شده است و مسئله ای جدید نیست. هر از چند گاهی که اختلافات و تنش بین این دو کشور بالا می گیرد و ایران و آمریکا همدیگر را تهدید نظامی می کنند، ایران همیشه تهدید به بستن تنگه همرمز و یا مراکز نظامی آمریکا در منطقه می کند و به این وسیله کشورهای همسایه نیز احساس خطر می کنند.
تمامی این دلایل باعث می شود که همسایه های عرب روابطی مشکل و پُر چالش با ایران داشته باشند.

هنگامی که با اعراب سیاستمدار و یا برگزیدگانی از آنها که در ساختار سیاسی کشورهایشان نقشی دارند گفتگو می کنم و می پرسم که چرا در یکسالی که روحانی به قدرت رسیده است پیشرفت چشمگیری در روابط آنها با ایران حاصل نشده، به من می گویند به این دلیل که هنوز هیچ تاییدی برای تغییراتی که گفته می شود دیده نشده.
تهران در سالهای گذشته گروههایی را در منطقه مسلح و آموزش داده است و اینک برای کشورهای منطقه دشوار است که باور کنند ناگهان ایران سیاست خارجی خود را تغییر داده باشد. ایران و غرب و یا بهتر است بگویم ایران و ایالات متحده موفق شده اند که به توافقی موقت درباره برنامه مناقشه برانگیز هسته ای ایران دست یابند که این توافق توانسته است تا اندازه ای از تنشهای وجود کم کند هر چند که ایران تا قبل از دست یافتن به توافق دائمی باید توانسته باشد که سیاست خارجی قابل قبولی را به نمایش بگذارد قبل از آنکه قضاوتی انجام شود.
در پرتو امکان بدست آمدن توافق نهایی در ماه نوامبر، به نظر می آید که تهران فعالیتهای خود را برای برای بهبود بخشیدن روابط با همسایگان عرب به خصوص عربستان، شتاب بخشیده باشد.

از کسی پنهان نیست که روابط تهران و ریاض مدتها است که بر سر رقابتهای منطقه ای به سردی گراییده، همچنین نقشه عجیب و غریب ترور سفیر عربستان در واشنگتن در سال ۲۰۱۱ میلادی که توسط یک ایرانی الاصل ماشین فروش در تگزاس آمریکا بنا بود اجرا شود و در دادگاه نیویورک سال گذشته محکوم شناخته شد، همچنان استخوانی است که در زخم مانده. ایران داشتن هرگونه دخالتی در این نقشه را رَد کرده است اما مطبوعات بین المللی به گستردگی از ارتباط این نقشه با ایران نوشته بودند واین حادثه باعث تلختر شدن رابطه این دو کشور شد.
اگر که به موضوعی که در ابتدا بیان کردم بازگردم، انتخاب ایران برای فردی که سکان سفارت این کشور را در سعودی به دست داشته باشد، چهره ای است آشنا و دوستانه برای ریاض. حسین صادقی پیش از این نیز در دوره ریاست جمهوری آقای محمد خاتمی سفیر ایران در ریاض بوده است و در آن دوره دو کشور روابط گرمتری داشتند.
آقای صادقی بعد از به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد تغییرکرد و سیاست خارجی ایران نیز تغییرات فروانی داشت. فرستادن سفیر پیشین به ریاض می تواند اینگونه معنا شود که تهران می خواهد روابط خود را ترمیم و بهبود بخشد. عربستان سعودی از این انتخاب استقبال کرده و به نظر می آید که صادقی را تایید کرده باشند فردی که گفته می شود که به رییس جمهور سابق آقای هاشمی رفسنجانی و همچنین رییس جمهور فعلی، حسن روحانی نزدیک و مورد اعتماد است. همچنین به گفته افرادی که من می شناسم، سیاستمداران سعودی نیز به صدیقی اعتماد دارند.
به سادگی، عربستان درخواست دوستی با ایران را پذیرفته است و صفحه جدیدی در بین دو کشور باز شده و چنانچه که ایران بتواند با موفقیت توافقنامه هسته ای جامع را با کشورهای مذاکره کننده غربی تا پایان سال نهایی کند، در آنصورت زمینه های همکاری های بیشتر منطقه ای با عربستان نیز آسانتر و پذیرفته شده تر خواهد بود.

این نوشته من روز دوشنبه ۲۶ اوت در العربیه نت انگلیسی به نشر رسیده است.

توسط | ۱۳۹۴-۹-۱۹ ۱۹:۰۹:۵۶ +۰۰:۰۰ شهریور ۵ام, ۱۳۹۳|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید