گرایشهای مذهبی متفاوت را بپذیرند

خانه/مقالات/گرایشهای مذهبی متفاوت را بپذیرند

گرایشهای مذهبی متفاوت را بپذیرند

بهار گذشته می خواستم آپارتمانم را در منهتن اجاره بدهم. با دیدن خانمی که برای دیدن خانه آمده بود- شیرین-  شگفت زده شدم. تصور من به خاطر نام گوچک وی، این بود که با خانمی ایرانی مواجهه خواهم شد، اما وی هندی بود. وقتی که این نکته را به وی گفتم با شگفتی بیشتر وی به من پاسخ داد: من ایرانی هستم. من زرتشتی هستم. در کشور هند، زرتشتی ها را پارسی می نامند که اشاره ای به ریشه های تاریخی آنها در سرزمین پارس و ایران امروزی دارد.

زرتشتی گری دین اکثر مردم ایران زمین تا اواسط قرن هفتم بود. هنگامی که اسلام توسط اعراب فاتح به ایران تحمیل شد ( بنا به منابع تاریخی موجود) و مذهب رسمی در ایران تغییر کرد. برخی از ایرانیان زرتشتی برای آنکه مجبور به تغییر دین نشوند و مورد آزار و تبعیض نیز قرار نگیرند، به هندوستان گریختند.

امروز در کشور ایران جمعیت کوچکی نزدیک به ۳۰ هزار نفر زرتشتی وجود دارند. آنهایی که در ملاء عام به این آیین بپردازند با آزار روبرو خواهند شد و شهروند درجه دو بودن برای تمامی اقلیت های مذهبی کم و بیش یکسان است. با تمامی اینها به شیرین گفتم که باید به دیدن ایران برود و از نزدیک میراث فرهنگی خود را کشف کند. در پس تشویق من، نکته ای دردناک نیز وجود داشت. حقیقتی که خود من، فردی متولد و بزرگ شده ایران، ۱۴ سال است که به کشور بازنگشته ام. نوشتن آزاد و بیان آنچه که حقیقت و آزادی بیان نام دارد، همچنان می تواند نویسندگان و روزنامه نگاران را به دردسر بیاندازد و به همین دلیل بسیاری از روزنامه نگاران مانند من در سالهای اخیر از ایران بیرون آمده اند.

۱۱ فوریه ( ۲۲ بهمن) انقلاب ایران ۳۵ ساله خواهد شد. انقلابی که شاه ایران را از قدرت خلع و به جای آن حکومتی اسلامی مستقر گردید. ایت الله روح الله خمینی، رهبر انقلاب، فردی که رهبر سیاسی و مذهبی ایران نیز شد، قول عدالت و برابری و آزادی و حکومت قانون را داده بود. برای ایجاد تغییرات و حذف نشانه های غرب زدگی و فساد مالی مدیریت درستی وجود نداشت و طی سالیان گذشته اقتصاد کشور آسیب دید و فاصله بین فقیر و ثروتمند بیشتر شد و البته هشت سال جنگ  خانمانسوز بین ایران و عراق نیز زیر ساختهای اقتصادی کشوررا خراب کرد. این گامهای نادرست در طی تمامی این سالها ادامه یافت تا در سالهای اخیر که سیاستهای ضد غربی و لحن های خصومت جویانه  به اوج خود رسید و باعث تشدید تحریمها و سخت تر شدن شرایط برای بسیاری از ایرانیان شد.

در ۳۵ سالی که از انقلاب ایران گذشته، میلیونها ایرانی از این کشور مهاجرت کرده اند. برخی برای داشتن آزادی عقیده و بیان، برخی به دلیل آزارهای مذهبی و حتی مجازات اعدام غربت را پیشه کردند. پیش از انقلاب تقریبا صد هزار یهودی ایرانی در ایران زندگی می کردند که اینک تنها بیست هزار نفر در کشور باقی مانده اند. آنها، مانند پیشینیان شیرین، دیگر این احساس را ندارند که در کشورشان به آنها خوش آمد گفته خواهد شد. امروز، علی رغم قول هایی که رییس جمهور جدید آقای حسن روحانی داده است، که حافظ آزادی ها و حقوق شهروندان اقلیت قومی و مذهبی باشد ( و معاونی را نیز به همین منظور تعیین کرده است)، آزار و اذیت اقلیت ها ادامه یافته. بهایی ها، بزرگترین اقلیت مذهبی در کشور ( به نوشته دانشنامه ویکی پیدیا)، کافر خوانده می شوند  و آزادانه اجازه پرداختن به دین خود را ندارند و فرزندان آنها از رفتن به دانشگاه منع می شوند.

علی رغم تمامی مشکلات هنوز احساس قوی یک ملت در بین تمامی افراد این سرزمین وجود دارد. امپراطوری فارس، منطقه ای که از شمال آفریقا تا آسیای میانه و هند را در بر می گرفت، منطقه ای بود متشکل از قومیتها و مذهب های گوناگون. در حالی که این گروهها همچنان فردیت خود را حفظ کرده اند اینک جزیی از یک کل بزرگتر شده اند. مانند فرش های دوست داشتنی ایران که متشکل از رنگها و نقش ها و گلهای گوناگون است و به همین گونه ایران نیز، فرشی است از فرهنگها، باورها و زبانهای گوناگون که در هم بافته شده و یک جامعه چندگونه را شکل می دهد. تفاوت مذهب و قومیت، گلها و رنگهای این قالی شکیل ایرانی است. این فرش زیبا است چرا که دارای تنوع و تمایزهای گوناگون است. و در هم آمیختگی زیبا و طرح های قالی ایران مانند احساس عمیق همبستگی بین مردم کشور است که یک شبه بدست نیامده و در عرض ۳۵ سال نیز از دست نخواهد رفت.

بر خلاف لبنان، پاکستان و یا افغانستان، اختلافات قومی و نژادی نمی تواند نقش مهمی در ایران بازی کند. بر خلاف تصور در ایران گروههای مختلف قومی چنان در یکدیگر آمیخته و یکپارچه شده اند که برای مثال آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران از قومیت آذری می آید و این نکته نه باعث اعتراض است و نه با بوق و کرنا به عنوان دستاوردی بزرگ تبلیغ می شود.

زمانی که صدام حسین سنی مذهب به ایران شیعه مذهب در سال ۱۹۸۰ میلادی حمله کرد، او باور داشت که ایرانیان عرب تبار خوزستان در جنوب که اکثریت سنی مذهب می باشند، از وی و ارتش او در خاک ایران استقبال خواهند کرد. اما حساب بسیار اشتباهی بود. به جای استقبال، ایرانیان خوزستان با بدن های خود سدی در مقابل ورود ارتش صدام حسین ایجاد کردند. نه ضرورتا به خاطر حمایت از آیت الله، بلکه برای عشقی که به کشورشان داشتند.

 دهه ها است که حکومت تهران روی مردم فشار بسیاری است تا گذشته پیش از اسلام خود و دستاوردهایشان را فراموش کنند که این فشار تنها نتیجه معکوس و باعث مقاومت مردم شده است. در حالی جشنهای سی و پنجمین سالگرد انقلاب برگزار می شود که میدانیم مردم در تب و تاب رسیدن بهار و جشن گرفتن سال نوی ایرانیان، نوروز هستند. حکومت هر ساله تلاش کرده است تا از شور شوق عمومی برای برگزاری این جشن ملی بکاهد، جشنی که آن را ریشه در آیین زرتشتی گری و مغایر با ارزشهای اسلامی می داند. اما  در حرکتی اعتراض گونه، سال پیش ایرانیان بسیاری به شهر باستانی شیراز سفر کردند تا سال تحویل و آمدن نوروز را در کنآرامگاه کوروش کبیر در پرسپولیس جشن بگیرند و به تاریخ و ریشه های خود ادای احترام کنند

نوامبر گذشته، یک قرارداد بین المللی موقت درباره برنامه هسته ای ایران بسته شد. بسیاری امیدوار هستند که این توافقنامه بیانگر ایجاد تغییرات در ایران باشد. درک اینکه ایران فهمیده است که نمی تواند تا بی نهایت دشمن غرب باشد و آماده شده تا امتیازاتی بدهد. اما تغییر واقعی انجام نخواهد گرفت تا هنگامی که حکومت به مردم خود امتیازاتی ندهد و همه را با هر دین و آیین و باوریکه دارند به کشور خوش آمد گفته و اجازه دهد با آزادی در ایران زندگی کنند. این همان چیزی است که تاریخ کشورمان به ما می گوید: یک انقلاب زمانی می تواند منعکس کننده پیروزی باشد که تمامی مردمی را که سهمی در این کشور دارند در این پیروزی سهیم سازد. کاملیا انتخابی فرد

این مقاله من در روزنامه نیویورک تایمز مورخ ۱۱ فوریه به نشر رسیده است که آن را برایتان از انگلیسی به فارسی برگردانده ام.

توسط | ۱۳۹۴-۷-۱۴ ۱۵:۴۱:۱۶ +۰۰:۰۰ بهمن ۲۶ام, ۱۳۹۲|مقالات|بدون نظر

نظر بدهید